لبیک همه چیز از همه جا برای بچه مسجدی ها
|
|
تحولات سوريه يك نماي نزديك و يك نماي دور دارد. نماي نزديك همان نمايي است كه شهروندان داخل سوريه هر روز با آن مواجه اند و نماي دور همان نمايي است كه ما هر روزه از طريق رسانه ها با آن مواجه مي شويم. اين دو نما با يكديگر تفاوت اساسي و بنيادين دارد. 4- مخالفان طي هفته هاي اخير دچار اختلافات جدي شده اند. برهان غليون كه اهل حمص است كنار گذاشته شد. يك نفر كرد- عبدالباسط سيدا- اهل استان كردنشين حسكه جاي او را گرفت. غليون نتوانست در مراكزي كه داراي گرايشات معتدل تري بودند- نظير مخالفان دمشقي يا حلبي- نفوذ كند به اين دليل كنار زده شد در حاليكه صدرا نيز نفوذي در دمشق و حلب و حمص و حماء و ساير شهرها نداشته و نفوذ او در حسكه محدود مي شود. از سوي ديگر در بخش نظامي اخيراً يك نظامي بنام شيخ به جاي رياض الاسعد معرفي شد و او پس از درگيري با رياض از فرماندهي كناره گرفت و همزمان با آن مواضع تندي عليه اخوان المسلمين سوريه گرفت و خبرهاي ديگر كه همه از اختلاف ميان آنان حكايت مي كند، با اين وصف مي توان گفت طرح هاي ضدسوري شانسي براي موفقيت ندارند. برچسبها: سوریه, بشار اسد, اتفاق, شورش, توطعه, [ جمعه 2 تير 1391
] [ 23:18 ] [ دانیال عادل فر ]
چقدر با آلسعود آشنایی دارید؟ دیکتاتورهای عربستان چگونه در تمام سطوح اداره این کشور رسوخ کردهاند؟ چگونه یک کشور به دست یک خاندان اداره میشود؟ برای آشنایی با خاندان سعودی با گزارش ویژه مشرق همراه شوید. به گزارش حریم یاس به نقل از مشرق: زمانی آل سعود، خاندان حاکم بر عربستان تلاش بسیار میکرد تا به هر طریق ممکن بر جنگ داخلی که در میان شاهزادههای آل سعود جهت رسیدن به قدرت در جریان بود و همچنین فساد حاکم بر این خاندان سرپوش بگذارد، اما این دو خصوصیت اکنون به دو شاخص مهم و غیرقابل انکار این خاندان تبدیل شده و میرود تا موجبات سرنگونی و سقوط آن را رقم بزند،. این مطلب نگاهی دارد به این دو شاخص تا خواننده را بیش از پیش با فضای حاکم بر این خاندان و آثار مترتب بر آن آشنا کند.
نگاهی به تاریخ سیاسی عربستان اگرچه پادشاهی عربستان سعودی در سال ۱۹۳۲ میلادی پایهگذاری شد، اما خاندان حاکم بر این کشور دارای تاریخ طولانی از فعالیتهای نظامی و سیاسی در شبه جزیره عربستان هستند. در سال ۱۹۰۲، این خانواده به رهبری “عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود” بر ریاض حاکم شد. بین سالهای ۱۹۰۲ تا ۱۹۳۲ میلادی، ملک عبدالعزیز تمام دشمنان خود را شکست داد تا با تصرف “الاحساء” در شرق و “عسیر” و “حجاز” در غرب کاملاً عربستان را به تصرف خود درآورد.
(عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود) عربستان مأمن جوامع متفرق با عقاید و سنن متعدد پس از به قدرت رسیدن عبدالعزیز پادشاهی عربستان سعودی، مأمن جوامع متفرق با عقاید مذهبی و سیاسی متعدد و سنن قبیلهای متنوع شد. ملک عبدالعزیز برای شکست دادن رهبران محلی بر قدرت نظامی و وهابیت تکیه کرد. اواسط قرن هجدهم عبدالوهاب و بنیانگذار سلسله آل سعود اتحادی به وجود آوردند که در پس آن شیوخ و مفتیها به حکومت آلسعود مشروعیت بخشیدند و از آن تاریخ، آلسعود قبضه قدرت را در عربستان به دست گرفت.
شجرهنامه آلسعود
ریشههای یهودی آلسعود “مستر همفر” جاسوس مشهور انگلیسی طی سالهای ابتدایی قرن هجدهم در خاورمیانه برای نخستین بار به ریشههای آلسعود میپردازد که برخلاف ادعای عبدالعزیز و براساس اعتراف شجرهنویسان سعودی، اصل و نسب آنها به یک فرد یهودی به نام “ابراهیم موشه” میرسد. اسناد به دست آمده درباره شجره آلسعود بر این نکته تأکید میکنند که در قرن نهم هجری مطابق با قرن پانزدهم میلادی، شخصی به نام “مانع احسایی” جد نخست آلسعود از قبیله یهودی “عنیزه” زمینی را در نجد عربستان به دست آورده و بعد از او نوه پسریاش به نام “موسی” با جنگ و کشتار و غارت، املاک بسیاری را برآن میافزاید. “ابراهیم موسی” یا “ابراهیم موشه”، پسر موسی نقش مهمی در شکلگیری آلسعود داشت که نوهاش به نام “مقرن سعود”، رأس این خاندان به شمار میآید. مُردخای ابراهیم موشه و فرزندانش با تغییر نام و انتخاب اسامی عربی، خود را در میان مسلمانان جا زدند از جمله اینکه با پرداخت مبلغ سی و پنج هزار پوند مصری به “محمد امین تمیمی” مدیر کتابخانههای کشور سعودی در سال ۱۳۲۲ هجری قمری، آلسعود و آلعبدالوهاب را به نبی اکرم(ص) منسوب کردند.
(امین تمیمی، نفر دوم از سمت راست)
خاندان حاکم موضوع جانشینی و ولیعهدی در عربستان با دیگر کشورهای سلطنتی دنیا تفاوت دارد. عبدالعزیز بن سعود سنتی را بنیان نهاد که براساس آن سلطنت از برادر به برادر برسد؛ نه از پدر به پسر. او مقرر کرد در صورت زنده بودن پسرهایش هیچکدام از نوههایش نمیتوانند به حکومت برسند. این سنت تا امروز حفظ شده و پادشاهی عربستان به پسران عبدالعزیز رسیده است. هم اکنون ولیعهد سعودی پس از مرگ “سلطان بن عبدالعزیز”؛ “نایف بن عبد العزیز” است که از سال ۱۹۷۵ میلادی وزیر کشور عربستان و معاون دوم ملک عبدالله بود و غرب به خاطر دیدگاههای محافظهکارانهاش که مخالف هرگونه اصلاحات است، به شدت از وی حمایت میکند.
سلطان بن عبدالعزیز
جنگ قدرت در خاندان سعودی بسیاری از کارشناسان بر این باورند، مرگ “سلطان بن عبد العزیز” ولیعهد سابق عربستان موجب تشدید جنگ قدرت در خاندان سعودی شده است؛ بسیاری از شاهزادگان سعودی هم اکنون به نظام انتخاب ولیعهد در این خاندان معترض هستند و اعتقاد دارند، این نظام موجب میشود تا قدرت همواره در دست نسل اول خاندان یعنی پسران ملک عبدالعزیز باقی بماند و هیچگاه قدرت در این خاندان به نسل جوان آن یعنی نوادگان عبدالعزیز نخواهد رسید و همین موجب شده تا هم اعتراضها به شیوه انتخاب ولیعهد و هم جنگ قدرت در آلسعود به شکل قابل ملاحظهای تشدید شود.
شاهان سعودی و اولیای عهد آنان
در این میان هیچگاه نباید برخی از شاهزادگان سعودی را نادیده گرفت که نقش پررنگتری را در عرصه سیاسی این کشور بازی میکنند؛ افرادی چون “بندر بن سلطان” پسر سلطان بن عبدالعزیز که سالها سفیر عربستان در امریکا بود و پس از مرگ فهد و به قدرت رسیدن عبدالله به ریاست شورای امنیت ملی عربستان سعودی نیز انتخاب شد. وی از جمله کسانی است که هیچگاه از مناصبی که در اختیار داشته راضی نبوده و همواره خواهان سهم بیشتری از قدرت است به گونهای که در سال ۲۰۰۸ میلادی قصد داشت با کودتا علیه پادشاه قدرت را در این کشور به دست بگیرد، به همین دلیل است که پس از سال ۲۰۰۸ میلادی پادشاه عربستان، بندربن سلطان را از نظر سیاسی تقریباً منزوی کرده است. بندر که بهشدت توسط امریکا و غرب حمایت میشود، دیدگاهی سکولار و غربی دارد و خواهان تغییر بافت سنتی جامعه عربستان است و حتی گفته شده هنگامیکه پدر ولیعهدش در قید حیات و ملک عبدالله برای درمان در آمریکا بود، پدر را تحریک کرده تا با یک کودتا قدرت را به دست گیرد و مانع به قدرت رسیدن احتمالی نایف در صورت مرگ ملک عبدالله شود غافل از اینکه اجل به وی فرصت نداد. مسلم است که در آن زمان بندر به خوبی میدانست در صورت رسیدن سلطان به قدرت او زمام بیشتر امور را به دست خواهد داشت. چهرههای پر قدرت خاندان سعود - سلمان بن عبدالعزیز
مشعل بن عبدالله از دیگر چهرههای پر قدرت خاندان سعود باید از مشعل فرزند پادشاه نام برد. وی امیر منطقه نجران در جنوب کشور است. مشعل پیش از برعهده گرفتن امارت منطقه نجران در سال ۲۰۰۹ میلادی، معاون بازرسی گارد ملی بودهاست. وی با کمتر از ۳۰ سال سن از جوانترین نوادههای قدرتمند ملک عبدالعزیز است. - محمد بن فهد، امیر منطقه شرق امیر محمد ۶۱ ساله پسر فهد پادشاه اسبق عربستان است. امیر محمد که امیر منطقه نفتخیز شرقی در سواحل خلیج فارس است، بسیار به ملک عبدالله نزدیک است. از وی به عنوان یکی از نوادگان قدرتمند ملک عبدالعزیز یاد میشود که در صورت انتقال قدرت به نوههای عبدالعزیز از مدعیان اصلی قدرت خواهد بود. امیر متعب ۵۸ ساله فرزند پادشاه است. وی پیش از رسیدن ملک عبدالله به پادشاهی، به عنوان معاون پدرش در گارد ملی عربستان فعالیت میکرد و اکنون رئیس گارد ملی (حرس الوطنی) است. گارد ملی در کنار ارتش یکی از نیروهای مسلح عربستان است. اگر ساختار رسیدن قدرت از پدر به فرزند در عربستان مرسوم بود، او بخت نخست جانشینی پدرش در مقام پادشاهی به شمار میرفت. [ چهار شنبه 31 خرداد 1391
] [ 14:43 ] [ دانیال عادل فر ] تاریخ هم برای خودش علم شده، آن هم چه علمی ؛ عریض و طویل و گستره اش به اندازه ی خلقت است ! تسلط به این علم هم کار مشکلی است و به این جهت است که آن را به گرایش های مختلف تقسیم بندی کرده اند. اما عبرت و درس گرفتن از تاریخ نه نیازی به تسلط دارد و نه نیاز به گرایش ! پس به چه چیز احتیاج است ؟ « « بصـــیرت » » چه زیبا فرمود امیرمؤمنان : و ما اکثر العبر و قل الاعتبار = چه زیاد است عبرت ها و چه کم است عبرت گیرندگان خلاصه این که، انقلاب ما هم برای خود تاریخ دارد آن هم چه تاریخی ؛ پر فراز و فرود . فقط در این زمینه به ابتدای دهه های انقلاب که نگاه کنیم چه حوادثی رخ داده و چه تجربه هایی به دست آمده؛ تلخ و شیرین، کوچک وبزرگ .
سال 58 : رأی به جمهوری اسلامی ، ترور بزرگان انقلاب ، تصویب قانون اساسی ، قائله غرب کشور و پاوه و... سال 68 : رحلت امام امت ، ولایت امام خامنه ای ، بازنگری قانون اساسی و ... سال 78 : حوادث کوی دانشگاه ، اعتراض ها ، تبدیل اعتراض ها به یک حرکت براندازانه ، پایداری حزب الله بر اهداف امام ، آقا ، انقلاب، شکست دشمن ، ... سال 88 : حضور کم سابقه مردم در انتخابات ، راه اندازی اعتراض های خیابانی ، نامه های بی سلام و بی ... ، خطبه های حضرت آقا در کنترل اوضاع و هدایت اجتماع و در مقابل خطبه های ... ، در یک کلام فتنه و فتنه تا جسارت به عاشورای امام حسین و در نهایت خلق حادثه 9 دی و به ذلت و ضلالت افتادن فتنه گران و بسته شدن پرونده فتنه 88. چه خبر ها که در این سال ها نبوده . اما آن چیزی که در آخر این حوادث به دست آمده، یک چیز بیش نیست : پایفشاری امت بر اهداف انقلاب و پایداری حزب الله در مقابل تمام فشارها . آن چیزی که مهم است این هست که از این عبرت ها درس گرفته می شود یا نه ؟ مردم همیشه خوب امتحان را پس داده اند اما گاه بعض از خواص در کوران اتفاقات بدجوری از قافله امت جا مانده و امام امت را تنها رها کرده اند . به هوش باشید و باشیم؛ حوادث بزرگ در راه است ! در گذر گاه تاریخ به علت ریزش برخی ها با خطر سقوط مواجه است، با بصیرت حرکت کنید ! منبع:http://www.leader.mihanblog.com
برچسبها: تاریخ, بصیرت, ریزش, جمهوری اسلامی ایران, [ چهار شنبه 31 خرداد 1391
] [ 14:41 ] [ دانیال عادل فر ] آیا تا به حال به عوارض استفاده زیاد از اینترنت و فناوریهای دیجیتال و تاثیرات منفی آن بر روی ذهن افراد فکر کردهاید؟ بدون شک می توان عنوان "پیچیده ترین عضو بدن" را به مغز نسبت داد. کنترل کننده اصلی بدن انسان که بخش های مختلفی را شامل می شود و احساسات انسانی، محاسبات ریاضی، کنترل اندام و بسیاری دیگر از امور را کنترل می کند. امروزه انسان با فناوری های دیجیتالی سر و کار دارد که به صورت شبانه روزی در زندگی انسان نقش داشته و کم کم به بخش جدایی ناپذیر از زندگی او تبدیل شده اند.
د� �������� به دور باشید.
برچسبها: مغز, اینترنت, عوارض, افسردگی, اینترنت, [ چهار شنبه 31 خرداد 1391
] [ 14:38 ] [ دانیال عادل فر ] یه روز یه ترک بود ... ![]() اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.شجاع بود و نترس.
یه روز یه رشتی بود...
![]() اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند
یه روز یه اصفهانی بود...
اسمش حسین خرازی
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.
یه روز یه ...
ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و ... !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و به تلاش برای شکستن قفل دوستی ما افتادند
و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه
های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند برچسبها: یه روز, یه ترک, یه رشتی, یه اصفهانی, [ چهار شنبه 31 خرداد 1391
] [ 14:37 ] [ دانیال عادل فر ] [ چهار شنبه 31 خرداد 1391
] [ 14:33 ] [ دانیال عادل فر ] رئیس ستاد مشترک اسرائیل گفت: “در صورت نیاز، اسرائیل کاملا آماده حمله به ایران است.” به نظر شما منظور ایشان از به کار بردن «در صورت نیاز» چیست؟! نظریه اول: آقا ما از بچگی کتک خورمون ملس بوده! الآن چند وقتی هست که کسی ما رو گوشتمالی نداده! یه جورایی نیاز داریم یکی ما رو بزنه! مرض داریم دیگه، دست خودمون هم نیست!! در صورت بیشتر شدن این نیاز به ایران حمله می کنیم تا بعد مدت ها یکی ما رو بزنه و دلی از عزا در بیاریم! نظریه دوم: ما چند وقتی هست افسردگی گرفتیم. قرص هامون هم گرون شده واسمون نمی خرن! به فکر خودکشی هستیم، چندتا گزینه هم واسه خودکشی مون پیدا کردیم. یکی از گزینه های خودکشی، حمله به ایران هست! در صورت نیاز گزینه حمله به ایران رو انتخاب می کنیم تا راحت تر توی کمتر از ۲۴ ساعت فوت بشیم! نظریه سوم: «در صورت نیاز» یعنی کشک! یعنی به اثبات رسیدن ضرب المثل: «سگی که واق واق می کند، پاچه نمی گیرد!» *** این به اصطلاح ژنرال همچنین گفته است: “احتمال آغاز جنگ توسط تهران کم است.” این ها هم کلی خنگ تشریف دارند! از یک طرف چون خودشان تنهایی می ترسند غلطی بکنند، هی می گویند تهران می خواهد به ما حمله کند تا شاید چند کشور دلشان به حال آنها بسوزد و چند نفری بیایند به ما حمله کنند و از طرف دیگر اینطوری خودشان را لو می دهند و اعلام می کنند که خودشان هم می دانند که ایران در حال حاضر نمی خواهد با کسی جنگ راه بیندازد! بعدش هم ما بخواهیم حمله کنیم شل کن، سفت کن راه نمی اندازیم! تهدید الکی هم نمی کنیم؛ یکهو شب می یایم و در کمتر از چند ساعت جنگ رو به اتمام رسونده و صبح صبحانمون رو توی کاخ شما میل می کنیم! *** این ژنرال که آی کیویش کمی بیشتر از جلبک و کمی کمتر از موزاییک تشخیص داده شده است، در جمله ای دیگر کلا خودش را لو داده و گافی بزرگ می دهد. وی همچنین گفته است: “همواره نیاز است که تهدید حمله به ایران وجود داشته باشد.” به عبارت دیگر؛ ترجمه صحبت ایشان این می شود: “همه تهدیدهای ما کشک هست! ولی از اونجایی که ما خیلی پررو هستیم همیشه ایران رو تهدید می کنیم!” برچسبها: اسرائیل, تحدید, ایران, حمله, [ چهار شنبه 31 خرداد 1391
] [ 14:32 ] [ دانیال عادل فر ]
(بقيه در ادامه مطالب) ![]() برچسبها: حديث, احاديث, روايات, امام موسي, كاظم, [ پنج شنبه 25 خرداد 1391
] [ 19:54 ] [ دانیال عادل فر ]
ولادت، کنیه و القاب
امامت
دوران امامت
درایت امام
ترور شخصیت امام
سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگهداشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوهدادن مرگ حضرت، نشانهی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست. برچسبها: زندگی نامه , امام موسی, کاظم, [ پنج شنبه 25 خرداد 1391
] [ 19:31 ] [ دانیال عادل فر ]
دل نوشته - امام زمان در قرآن داریم یعقوب برای یوسف گریه میکرد.
برچسبها: دل نوشته , امام زمان, جملات زيبا, [ چهار شنبه 24 خرداد 1391
] [ 18:46 ] [ دانیال عادل فر ] سه ذکر برای دور کردن شیطان از خود: در این زمینه باید چند چیز را دقیقا و البته اینها از مهمترین زمینههاى گناه 6- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن 8- توجه کامل به این که خداوند در همه مطالعه اجمالی در آیات و روایات اهل بیت(ع) 12- عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار 16- تربیت صحیح ; تربیت صحیح در محیط
سلام و با تشکر از شادان باییز عزیز که با حرف و حدیث های قشنگش؛گهگاهی بر دل زنگ زدمان؛ جلا میدهد؛انشاا... خداوند به ایشان خیر دهد . در خصوص موضوع مربوطه ؛آنچه به ذهنم میرسد اینست که در حد توان باید تلاش کنیم تا زمینه فراهم شدن گناه ایجاد نگردد چرا که ممکن است در چنین موقعیتی افراد نتوانند بر نفسشان غلبه کنند و لذا باید تلاش در این باشد که زمینه گناه حتی المقدور ایجاد نگردد ولی اگر هم خدای ناکرده موقعیتی فراهم شد باتوکل بر خدا و...گذر کند .
برچسبها: چگونه گناهان را از خود دور كنيم, گناهان, دوري از گناهان, دور كردن, [ سه شنبه 23 خرداد 1391
] [ 17:40 ] [ دانیال عادل فر ]
امام زمان(ع)می فرمایند:
3 جمله در مورد حجاب: اگر می خواهید جامعه ای را خراب کنید زنانش را خراب کنید . مردان به خودی خود خراب می شوند. اسلام آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر را که مستلزم اعمال قانون است، وظیفه دولت اسلامی میداند. این که بالای سر فروشنده های بدحجاب نصب کنید "حجاب تان را رعایت کنید" چه چیز را به سخره می گیرد جز ارزش ها ؟
برچسبها: حضرت زهرا , الگويي نيك, حجاب, [ دو شنبه 22 خرداد 1391
] [ 18:10 ] [ دانیال عادل فر ]
تا من و شلوارم سوار مترو شدیم، پیرمرد زمزمه کنان و متعجب طعنه ای زد : "بسم الله الرحمن الرحیم!" من و شلوارم به روی خودمان نیاوردیم؛ کمی جلوتر مرد میانسالی را دیدم که به ما خیره شده است. انگار برای اولین بار بود و من و شلوارم را میدید. من و شلوارم به این نگاه ها عادت داریم. مردم دوست دارند به دیگران همان چیزهایی را بپوشانند که خودشان میپوشند وگرنه تمام وجودشان علامت سوال میشود. مردم اصلا ذره ای به دیگران احترام نمیگذارند. من این رفتارها را نمی فهمم. حالا دیگر شرایط تغییر کرده است. شلوار پاره نداشته باشی، به قول خارجی ها Cool یا باحال نیستی. جالبه که اکثریت عزیزان شلوار پاره پوش اعتقاد دارند که تقلید از هر چیزی که باشه کار جالبی نیست در صورتی که خودشون و افکارشون قربانی همین تقلید کورکورانه هستند؛ اما سر در برف دارند ! تاریخچه شلوارهای جین پاره: سالهای 1970-1950: طبق آمار اینترنتی 99 درصد یاغی گران و قاتلان آمریکایی شلوارهای پاره به تن میکردند. 30آگوست 1955: ژنده پوشان خیابانی با شلوارهای پاره به تکدی گری می پردازند.
منبع:روزنامه جوان
اواسط سال 1971: طرح بازیافت لباس های کهنه؛ وصله گکردن شلوارهای رفته رفته محبوب می شود. سال 1974: گروه موسیقی راک آمریکایی "TheRamones" شلوارهای پاره می پوشند. سال 1977: کنسرت موسیقی Iggy pop شلوارهای پاره با پین متنوع آراسته می شوند. سال 1980: شلوارهای پاره و موهای بلند طرفداران کمتری پیدات میکند. سال 1984: جین های از پیش پاره شده به بازار می آیند. سال 1986: موج شلوارهای پاره به اروپا میرسد. 11ژوئن 1986: اولین مقاله روزنامه ای به موضوع شلوارهای پاره میپردازد. سال 1987: شیوع لباس های رسمی پاره در محافل و مجالس سال 1989: طی یک مصاحبه مطبوعاتی عنوان میشود والدین باورشان نمی شود که پول شلوارهای پاره را می دهند. اواخر سال 1989:مد در خدمت طراحان لباس های پاره سال 1990: خواننده زن آمریکایی "مدونا" جین پاره میپوشد. سال 1992: بازیگران هالیوودی به استقبال شلوارهای پاره میروند. اواخر دهه 90: چه کسی شلوار های پاره را کشت؟! و حالا بعد از گذشت بیش از یک دهه، شلوار پاره به ایران می آید؛ ظاهرا ایرانیان در تقلید از چنین مد پستی بیش از یک دهه عقب افتاده اند ...
برچسبها: شلوار , شلوار پاره, من و شلوارم, [ دو شنبه 22 خرداد 1391
] [ 18:6 ] [ دانیال عادل فر ]
چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه : چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن !؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟ همایون لبخندی میزنه و میگه :ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟ چارلز با عصبانیت می گه :نه! مگه ملکه فرد عادیه ؟!! فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!
همایون هم بی درنگ می گه : خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!!
برچسبها: حجاب, برازنده ملکه ها, چرا حجاب, [ دو شنبه 22 خرداد 1391
] [ 18:3 ] [ دانیال عادل فر ]
زندگینامه شهید دكتر مصطفی چمران چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است . به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری « مهر» : دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا - بركلی - با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید. فعالیتهای اجتماعی: چمران در آمریكا، با همكاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریكا را پایه ریزی كرد و از موسسین انجمن دانشجویان ایرانی در كالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریكا به شمار می رفت كه به دلیل این فعالیتها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود. او پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و به همراهی بعضی از دوستان مؤمن و همفكر ، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال در زمان عبد الناصر سخت ترین دوره های چریكی و پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شده و فوراً مسئولیت تعلیم چریكی مبارزان ایرانی را بر عهده می گیرد . وی به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی گرایی ورای اسلام ، گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده نمود كه جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می شود، به جمال عبد الناصر اعتراض كرد . ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت كه جریا ن ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است كه نمی توان به راحتی با آن مقابله كرد . چمران نیز با تأسف تأكید می كند كه ما هنوز نمی دانیم كه بیشتر این تحریكات از ناحیه دشمن برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. از آن پس به چمران و یارانش اجازه داده می شود تا در مصر نظرات خود را بیان كنند. حضور در لبنان: او به كمك امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حركت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی می نماید . این سازمان درمیان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تكیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده كرده ، در معركه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می رود و در طوفانهای سهمناك سرنوشت، به استقبال شهادت می تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبار ترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرایان فالانژ، به اهتزاز در می آورد. چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته وهمیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است . شرح این مبارزات افتخار آمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خیابانهای داغ و بر دامنه كوههای مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است. چمران و انقلاب اسلامی ایران: پس از این جرایانات ، فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد . فرماندهی كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دكتر چمران واگذار شد. رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت در آمدند وبا تكیه بر همه تجارب انقلابی، ایمان، فداكاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ریزی دكتر چمران به شكوهمند ترین قهرمانیها دست یافتند و در عرض 15 روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژیك كردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب كردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند. دكترمصطفی چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید. وی در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش ، به یك سلسله برنامه های وسیع بنیادی دست زد كه پاكسازی ارتش و پیاده كردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است . شهید چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش را تغییر دهد. وی در یكی از نیایشهای خود بعد ازانتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شكر می گوید: « خدایا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك می بینم كه نمیتوانم از عهده آن به در آیم. تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برایم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.» چمران سپس به نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه نماید. پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری آغاز می شود . دكتر چمران در آن دوران نمونه كامل ایثار، شجاعت و در عین فروتنی و كار مداوم و بدون سر و صدا و فقط برای رضای خدا بود . او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بی دفاع ، نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری ، آیت الله خامنه ای كه در آن زمان نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود ، به اهواز رفت. از آنجایی كه او همیشه خود را در گرداب خطر می افكند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چریكی ای را علیه تانكهای دشمن كه تا چند كیلومتری شهر اهواز پیشروی كرده بودند، آغاز كرد. مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را به گردخود جمع كرد وبا تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یكی از این برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یكصد متر در مدتی كوتاه ، آب كارون را به طرف تانكهای دشمن روانه ساخت، بطوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتری عقب نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند. این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور كرد . یكی دیگر از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود. چیزی كه ابر قدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر برود ولی به علت خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك دیگر برادران خود توانستند در جنگی نا برابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدتها مقاومت كنند. پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، رژیم بعث عراق سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهای حزب بعث شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. گزارش مهر همچنین می افزاید : دكتر چمران از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود ومقام معظم رهبری ، ارتش را آماده ساخت كه برای اولین بار دست به یك حمله خطرناك وحماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازمان دهی كرد و با نظامی نو و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهید چمران پیشاپیش یارانش، به شوق كمك و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت كه در محاصره تانكهای دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند وخود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ در این هنگام بود كه نبرد سختی در گرفت؛ نیروهای كماندوی دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او نیز در مصاف با دشمن متجاوز، از نقطه ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگردیگر می رفت. كماندوهای دشمن او را به زیر رگبار گلوله های خود گرفته بودند، تانكها به سوی او تیر اندازی می كردند و او شجاعانه و بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابك، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می داد. در این درگیری همرزم چمران به شهادت رسید و اویك تنه به نبرد خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد. تا آنكه در حین « رقصی چنین در میانه میدان» از دوقسمت پای چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یك كامیون عراقی حمله برد و به غنیمت گرفت . او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كامیون نشست واز دایره محاصره خارج شد . دكتر چمران با همان كامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد. اما بیش از یك شب در بیمارستان نماند وبعد از آن به مقر ستاد جنگهای نا منظم رفت و دوباره با پای زخمی و دردمند به كار خود پرداخت. حتی در همان شبی كه در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهید فلاحی، فرمانده لشگر92، شهید كلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی كه رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) در كنار تخت او در بیمارستان تشكیل شد .او در همان حال و همان شب پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد. شهید چمران به رغم اسرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش ، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهای نا منظم و حركت به تهران برای معالجه نشد . تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در كنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حركت نیروهای خودی نصب شده بود و او كه قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می نگریست و مرتب طرحهای جالب و پیشنهاد های سازنده در زمینه های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می داد. چمران پس از زخمی شدن، اولین بار برای دیدار با امام امت و بیان گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادهای خود را ارائه داد. حضرت امام (ره) نیز پدرانه و با ملاطفت خاصی رهنمودهای لازم را ارائه می داد. دكتر چمران از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج می برد و تلاش می كرد كه باارائه پیشنهادها و برنامه های ابتكاری حركتی بوجود آورد. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه های الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزدیكی مرز است رسانده تا ارتباطات شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. به گزارش مهر بالاخره در سی و یكم اردیبهشت ماه 1360، با یك حمله هماهنگ و برق آسا ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پیروزی سوسنگرد بزرگ ترین پیروزی تا آن زمان بود. شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین كسانی بود كه پا به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن هنوز در نقاطی مقاومت می كرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد با تعدادی از یاران خود توانستند با فدا كاری و قدرت تمام تپه های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف در درآورند . پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران اصرار داشت نیروهای ایرانی هرچه زودتر، قبل از این كه دشمن بتواند استحكاماتی برای خود ایجاد كند، بسوی بستان سرازیر شوند كه این كار عملی نشد و خود او طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداكاری رزمندگان جان بر كف ستاد جنگهای نا منظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت. شهادت : در سحر گاه سی و یكم خرداد 1360 ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند . در لحظه حركت، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او آماده حركت به جبهه است.» بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات كرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حركت ادامه دادند تا اینكه به قربانگاه رسیدند . چمران همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور و چهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.» خداوند ثابت كرد كه او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سركشی به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اثابت تركش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .
برچسبها: زندگي نامه دكتر شهيد چمران, چمران , زندگي نامه شهيد, [ دو شنبه 22 خرداد 1391
] [ 17:51 ] [ دانیال عادل فر ] رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنهاى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
در حوزه علميه نجف اشرف
در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».
همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تبعيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.
دوّمين بازداشت
سوّمين و چهارمين بازداشت
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.
پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
در تبعيد
رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.
در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم: [ پنج شنبه 18 خرداد 1391
] [ 12:25 ] [ دانیال عادل فر ]
فضايل كلي ماه رمضان رسول خدا(ص) مي فرمايد: «اگر كسي در اين ماه، يك آيه از قرآن، تلاوت كند، ثوابش مثل كسي است كه در غير ماه رمضان، يك بار قرآن را ختم كرده باشد.»(امالي صدوق/93) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است: «هركس در ماه رمضان، صدقه اي بدهد خداوند هفتاد نوع، بلا را از او دور مي كند.» (بحار/ 93/316) حضرت علي(ع) از پيامبر خاتم(ص) نقل مي فرمايد: «هيچ مؤمني نيست كه ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگيرد، مگر آن كه خداي تبارك و تعالي، هفت خصلت را براي او لازم گرداند، هرچه حرام در پيكرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خداي عزوجل نزديك مي شود. (با روزه خويش) خطاي پدرش حضرت آدم را مي پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، براي او، آسان كند. از گرسنگي و تشنگي روز قيامت در امان است. خداي عزوجل از خوراكي هاي لذيذ بهشتي او را نصيب دهد. و بالاخره خداي عزوجل، برائت و بيزاري از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودي بود) كه عرض كرد راست گفتي اي محمد.» (من لايحضر صدوق/2/74) ماه مبارك رمضان علاوه بر اين كه ماه عبوديت و بندگي، و ماه غفران و رحمت الهي است، از جهات ديگر نيز حائز اهميت است: 1) ماه نزول قرآن 2) شب قدر و تعيين سرنوشت امام باقر (ع) در جواب سؤال از معناي آيه «انا انزلناه في ليله مباركه » مي فرمايد: «شب قدر كه همه ساله در ماه رمضان در دهه آخرش، تجديد مي شود، شبي است كه قرآن، جز در آن شب، نازل نشده، و آن شبي است كه خداي تعالي درباره اش فرموده: «فيها يفرق كل امر حكيم» در آن شب، هر حادثه اي كه بايد در طول آن سال، واقع گردد، تقدير مي شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندي كه قرار است متولد شود، و يا اجلي كه بناست فرا رسد، و يا رزقي كه قرار است (تنگ و يا وسيع) برسد، پس آنچه در اين شب، مقدر شود، و قضايش رانده شود، قضايي حتمي است، ولي در عين حال، مشيت خداي تعالي در آنها محفوظ است.» (كافي /4/751) منظور امام از اين كه فرمود: «ولي در عين حال مشيت خداي تعالي در آن ها محفوظ است» اين است كه قدرت خداوند هميشه مطلق است، او هر زمان، هر كاري را بخواهد در توانش هست، هر چند قبلا خلاف آن را حتمي كرده باشد، و خلاصه حتمي كردن يك امر، قدرت مطلقه خداوند را مقيد نمي كند، او مي تواند قضاي حتمي خود را نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كاري را نمي كند. حضرت موسي (ع) در مناجات با خداي سبحان، مي فرمايد: «خداوندا! مي خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من، براي كسي است كه شب قدر، بيدار شود. گفت: خداوندا! رحمتت را مي خواهم، فرمود: رحمتم براي كسي است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند. گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تومي خواهم، فرمود: جواز صراط براي كسي است كه در شب قدر، صدقه اي بدهد. گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه هايش مي خواهم، فرمود: آن ها براي كسي است كه در شب قدر، تسبيح كند. گفت: خداوندا! رهايي از جهنم را مي خواهم، فرمود: رهايي از جهنم براي كسي است كه در شب قدر،استغفاركند. گفت: خداوندا! خشنودي تو را مي خواهم، فرمود: خشنودي من براي كسي است كه درشب قدر، دو ركعت نماز بگذارد.» (مستدرك الوسائل نوري 7/754) 3) نزول ملائكه و روح 4-ميهماني و ضيافت الهي امام صادق (ع) نيز به فرزندانش اين گونه سفارش مي نمايد:«جان هاي خود را به تلاش و كوشش واداريد؛ زيرا در اين ماه، روزي ها قسمت و اجل ها نوشته مي شود و در آن، نام ميهمانان خدا كه بر او، وارد مي شوند، نوشته مي گردد و درآن، شبي است كه عبادت در آن، از عبادت هزار ماه بهتر است.» (بحار/93/573) با توجه به بيانات پيامبر (ص)، ماه مبارك رمضان ماه ضيافت و ميهماني است، در اين ضيافت پرشكوه و بي نظير، صاحب خانه و ميزبان، پروردگار جهان و ميهمانان، بندگان فقير و محتاج خداي سبحان، هستند و غذاهاي لذت بخش اين سفره رنگين و منحصر به فرد مائده هاي آسماني: روزه داري وچشم پوشي از لذائذ دنيوي، تلاوت قرآن، احياء و شب زنده داري، دعا و نيايش، طلب غفران و رحمت الهي و... است و ثمره اي كه انتظار مي رود از اين ميهماني پرشكوه و بي سابقه، عايد حال ميهمانان شود، تقواي الهي است چنانكه خدا سبحان مي فرمايد: آداب حضور در ضيافت الهي حال سؤال اين است كه در ضيافت و ميهماني بي سابقه، مجلل و پر شكوه ماه مبارك رمضان، ميهمانان، با چه شرايطي وارد اين بزم الهي شوند و چه ويژگي هايي را بايد رعايت كنند تا بتوانند استفاده و لذت كافي برده، نتيجه مورد انتظار را به دست آوردند؟ در جملات و كلماتي كه از حضرت رسول(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده است، ويژگي ميهمانان الهي، بيان شده است كه به چند مورد آن، اشاره مي شود: پيامبر(ص) خطاب به جابر مي فرمايد: «اي جابر! در ماه رمضان، هر كسي، روز آن را روزه بدارد و جزئي از شبش را به عبادت بپردازد، و شكم و شرمگاه خويش را، پاك نگه دارد، و زبانش را حفظ كند، همان طوري كه از اين ماه، خارج مي شود از گناهان خويش خارج مي شود. جابر عرض كرد: اي رسول خدا! اين حديث، چه زيباست! رسول خدا فرمود: و رعايت شروط آن، چه سخت است!» (كافي/4/78) در حديث ديگري مي خوانيم: «رسول خدا(ص) مطلع شد زني با زبان روزه، به خدمتكار خود، دشنام داده است، رسول خدا(ص) او را دعوت كرد و غذائي پيش او گذاشت، آن زن گفت: من روزه هستم. رسول خدا(ص) فرمود: چگونه روزه هستي كه كنيزت را دشنام مي دهي؟ روزه فقط خودداري از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه خداوند آن را علاوه بر اين دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بي اثر مي كند، قرار داده است، وه كه چه اندك هستند روزه داران و چه بسيارند كساني كه گرسنگي مي كشند.» (همان/78) در جاي ديگر مي فرمايد: «خداي عزوجل مي فرمايد: «كسي كه جوارح و اندام خود را از حرام هاي من، روزه ندارد؛ چه حاجت كه به خاطر من از خوردن و آشاميدن خودداري ورزد.» (الفردوس/5/242) حضرت زهرا(س) مي فرمايد: «اگر روزه دار، زبان و گوش و چشم و اعضا و جوارح خود را، نگه ندارد، روزه به چه كار او مي آيد.» (مستدرك الوسائل7/663) از امام صادق(ع) نقل شده است: «هرگاه روزه گرفتي، گوش و چشمت را از حرام، روزه بدار و همه اعضا و اندامت را از زشتي و پرگويي و اذيت كردن خدمتكارت باز دار. بايد وقار روزه در تو باشد، تا مي تواني، خاموش باش، مگر از ذكر خدا، و روزي كه روزه داري با روزي كه روزه نداري، يكسان نباشد، از خنديدن با صداي بلند، دوري كن؛ زيرا خداوند اين كارها را دشمن داند.» (بحار/93/292) در جاي ديگر مي فرمايد: «هرگاه روزه گرفتي، بايد گوش و چشم و مو و پوستت نيز روزه داشته باشد. آن حضرت اعضاي ديگري را نيز برشمرد و فرمود: روزي كه روزه داري با روزي كه روزه نداري، يكسان نباشد.» (كافي/4/78) امام سجاد(ع) در دعاي خود، هنگام حلول ماه مبارك رمضان، اين گونه مناجات مي كند: «به وسيله روزه اين ماه، ياريمان ده؛ تا اندام خود را، از معاصي تو، نگه داريم و آن ها را به اعمالي واداريم كه خشنودي تو را فراهم مي آورد، تا با گوش هايمان، سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به ديدن چيزهاي لهو نشتابيم و دستانمان را به سوي حرام، نگشاييم و با پاهايمان به سوي آنچه منع شده، ره نسپاريم و با شكم هايمان، جز آنچه را، تو حلال كرده اي، در خود جاي ندهيم و زبان هايمان، جز به آنچه، تو خبر داده اي و بيان فرموده اي، گويا نشود، و رنج نكشيم، جز براي آنچه به پاداش تو، نزديك مي كند و به جا نياوريم، مگر چيزي را كه از كيفر تو، نگه مي دارد.» (صحيفه سجاديه/دعاي 44) جاي تأسف خواهد بود كه انسان در روزهاي گرم و نسبتا بلند تابستان، از خوردن، آشاميدن و اموري كه روزه را باطل مي نمايد خودداري كند ولي با چشم چراني، نگاه كردن به مناظر شهوت انگيز، رعايت نكردن حجاب و پوشش اسلامي، دروغ، تهمت، غيبت، گوش دادن به موسيقي، آزار و اذيت ديگران، عدم صداقت در معاملات، برخورد ناشايست با ارباب رجوع، بي انضباطي و اخلال در نظم عمومي و... آثار ارزشمند عبادت و روزه داري را به كلي، نابود سازد، و يا به حد اقل رساند و مشمول كلام پيامبر(ص) شود كه مي فرمايد: «بسا روزه داري كه بهره اش از روزه، گرسنگي و تشنگي است و بسا شب زنده داري كه بهره او از عبادت شبانه اي فقط بي خوابي است.»(امالي طوسي/661)
برچسبها: ويژگي ها و آداب ماه رمضان, رمضان, [ پنج شنبه 18 خرداد 1391
] [ 12:16 ] [ دانیال عادل فر ]
توانایی شمارش صلوات با فشردن دکمه های موبایل،قابلیت تغییر دستی عدد شمارش شده در برنامه، قابلیت ذخیره سازی صلوات های شما و ...
حجم: 82 کیلو بایت
برای دانلود بر روی من مقابل کلیک کنیدsefr.ir/Downloads/dl.aspx
برچسبها: دانلود , تسبیح شمار, نرم افزار مذهبی, [ پنج شنبه 18 خرداد 1391
] [ 11:57 ] [ دانیال عادل فر ] زینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با بركت خویش، مشكلات و رنجهاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل كرد. این سختىها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. (1) او را ام كلثوم كبرى، و صدیقه صغرى مىنامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنى عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوى، تربیت علوى، و لطف خداوندى از او فردى با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طورى كه او را «عقیله بنى هاشم» مىگفتند. با پسرعموى خود«عبدالله بن جعفر» ازدواج كرد و ثمره این ازدواج فرزندانى بود كه دو تن از آنها (محمد و عون) در كربلا، در ركاب ابا عبدالله الحسین علیه السلام شربت شهادت نوشیدند. (2) آن بانوى بزرگوار سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با كوله بارى از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانى را وداع گفت. در این مقاله برآنیم كه گوشه هایى از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسى و بیان نماییم. (برای دیدن متن کامل به ادامه مطالب بروید) ![]() برچسبها: فضایل و ویژگی , حضرت زینب , [ سه شنبه 16 خرداد 1391
] [ 19:21 ] [ دانیال عادل فر ] امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها صد در صد کار می کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلترشکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین انسان و خدایش فیلتر درست می کنند.
از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود . 2- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید. 3- ولایت: این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد
برچسبها: فیلتر شکن, دانلود فیلتر شکن, [ سه شنبه 16 خرداد 1391
] [ 19:10 ] [ دانیال عادل فر ] |
|
||||||||||||||||||||