|
لبیک همه چیز از همه جا برای بچه مسجدی ها
|
|
▪ نام: قرآن
[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 19:34 ] [ labbaik ]
[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 19:34 ] [ labbaik ]
به گزارش فارس ، جشن میلاد حضرت زهرا(س) پیش از ظهر امروز به همت موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در تالار این موسسه برگزار شد.
[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 19:34 ] [ labbaik ]
رهبر من نور چشمان من است عشق او آيين و ايمان من است ذوالفقار حيدري در دست او طاعتش ميثاق و پيمان من است سيدي از نسل پاك فاطمه(س) هم ز نسل شير يزدان من است در ولايت وارث آل نبي (ص) جانشيني از امامان من است همچو مه تابد به قلب شيعيان نائب خورشيد پنهان من است درهدايت سوي حق آرد مرا اين هدايت سمت قرآن من است دوستانش دوست مي دارم همي دشمن او دشمن جان من است آنكه مهر او ندارد در وجو د بي گمان همكيش نادان من است درسخن چون ابر مي بارد به دل دركوير خشك باران من است درحضورش موج دريا ديده ام در كلامش راحت جان من است درنگاهش غرق دريا مي شو م واژه هايش در و مرجان من است قلب تارم را صفايي مي دهد جامع فكر پريشان من است من مريد آن دل وارسته ا م او مراد و پيرعرفان من است بوي يوسف مي دهد پيراهنش گرچه خوديعقوب كنعان من است من چو سنگم او چو كوه بيستون من چو مورم او سليمان من است من چو بلبل او چو باغ پر زگل من چو برگ اوسروبستان من است نام او ورد زبانم روزو شب عشق او درد است ودرمان من است آرزوي ديدنش دارم به دل در فراقش شهر زندان من است اي خوش آن روزي كه بينم رهبرم ساعتي در خانه مهمان من است روي خوبش با دوچشمت ديده اي چهره اش چون ماه تابان من است غرق درياي تهاجم را چه غم ناجي كشتي زطوفان من است گر چه دشمن نقشه ها دارد بسي حامي او حي سبحان من است در امانت او‹‹ امين ››انقلا ب در شجاعت شير ميدان من است راه او باشد ره پير خمين(ره) رهرو راه شهيدان من است افتخار ما بود ‹‹سيد علي›› سرور من جان جانان من است چون فقيه وعالم است ودين شناس مرجع تقليد دوران من است روز ششم ماه تيراز سال شصت رهبرم جانباز ايران من است اي خداوندا نگهدارش تو با ش چون دعاي او نگهبان من است شعر امروزم كه وصف رهبراست بهترين اشعار ديوان من است گويا مهدي(عج)چنين گويد كه او بهترين اصحاب و ياران من است
[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 19:34 ] [ labbaik ]
كودكی كه در آتش نسوخت! در زمان حضرت عیسى(علیهالسلام)، زنى صالح و عابد، زندگی می كرد. وی وقتی زمان نماز فرا مىرسید، هر كارى كه داشت رها و به نماز مشغول مىشد. روزى هنگام پختن نان، مؤذّن بانگ نماز فرا داد. زن نان پختن را رها كرد و به نماز مشغول شد؛ چون به نماز ایستاد، شیطان در وى وسوسه كرد كه: «تا تو از نماز فارغ شوى، نانها همه میسوزند.» زن به دل جواب داد: اگر همه نانها بسوزد بهتر است كه روز قیامت تنم به آتش دوزخ بسوزد. بار دیگر شیطان وسوسه كرد كه: پسرت در تنور افتاد و سوخت، زن در دل جواب داد: اگر خداى متعال قضا را بر این قرار داده كه من در حین نماز و پسرم به آتش دنیا بسوزد؛ من به قضاى خداى تعالى راضى هستم و از نماز فارغ نمىشوم كه خداوند خود، فرزندم را از آتش نگاه دارد. شوهر زن به خانه آمد، زن را در حال نماز دید، و نانها را در حالی كه نسوخته بودند در تنور دید. و فرزندش را دید كه در آتش بازى می كند و یك تار مویش نیز نسوخته است، و به قدرت خداوند، آتش بر وى بوستان گشته است. چون نماز زن تمام شد، شوهر دست وى گرفت و نزدیك تنور آورد و در تنور نگریست، فرزند را به سلامت دید و نانها را نیز نسوخته دید. مرد در عجب ماند و خدا را شكر كرد، و زن نیز سجده شكر كرد. مرد، به همراه فرزندش به نزد حضرت عیسى(علیهالسلام) رفت و جریان را به حضرت گفت. حضرت عیسى گفت: برو از زنت بپرس كه چه معاملهای با خدا كرده است و چه رازی با خدا دارد؟ چرا كه اگر مردی این كرامات را داشت به وی وحی میشد. شوهر نزد زن آمد و از راز این جریان پرسید. زن گفت: - كار آخرت را در مقابل كار دنیا جلو انداختم. - هرگز بدون طهارت نبودم. - چون وقت نماز میشد همه كارها را رها میكردم و مشغول نماز میشدم. - هر كس به من جفا میكرد و دشنام میداد، كینهای از وى به دل نمیگرفتم و به او پاسخی نمیدادم و به خدا واگذار میكردم. - به قضاى الهی راضى بودم. - فرمان خدا را تعظیم داشته و اطاعت میكردم. - بر مردم رحم داشتم . - نماز شب و نماز ظهر را ترك نكردم. حضرت عیسى(علیهالسلام) فرمود: اگر این زن مرد بود پیامبر میشد.(كنایه از این كه این اعمال، كارهای پیامبران است.) مسئله نسوختن طفل در تنور آتش، مسئلهاى است كه دو بار قرآن مجید بر آن شهادت داده است، یكى حضرت ابراهیم(علیهالسلام) در زمان نمرود و دیگر در مورد حضرت موسى(علیهالسلام) در دوران كودكى در عصر فرعون. مسلم است كه هر كس با تمام وجود تسلیم خداوند شود، خداوند هر مشكلى را برایش سهل و آسان و هر چیزى را به فرمان او در میآورد. چنانچه فرمودهاند: «اَلْعَبُودِیَّةُ جُوْهَرَةٌ كُنْهُهَ الرُّبُوبِیَّةُ؛ بندگى، حقیقتى است كه در ذات آن مالكیت بر هر چیز نهفته است.» برگرفته از عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، ج 2، حسین انصاریان.
[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 19:34 ] [ labbaik ]
1. قرآن صد و چهارمین کتاب آسمانی است . ابوذر غفاری می گوید: از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره تعداد انبیا و کتابهایی که به آنها داده شده است سؤال کردم، حضرت فرمودند: تعداد پیامبران 124000 است که 313 نفر آنها رسول و بقیه نبی بودند و کتابهایی که بر پیامبران نازل شده، یکصد و چهار کتاب است; ده کتاب بر حضرت آدم علیه السلام، پنجاه کتاب بر حضرت شیث علیه السلام، سی کتاب بر حضرت ادریس علیه السلام و ده کتاب بر حضرت ابراهیم علیه السلام نازل شده است که جمعا صد کتاب می شود . و تورات بر حضرت موسی علیه السلام، انجیل بر حضرت عیسی علیه السلام، زبور بر حضرت داوود علیه السلام و قرآن بر من نازل گشت . (1) 2 . حضرت جبرئیل علیه السلام - که یکی از ملائک مقرب خداوند است - هزاران بار بر پیامبران الهی نازل شده و فرامین حضرت حق را به آنان انتقال داده است . دانستن دفعات نزول آن حضرت بر برخی از پیامبران الهی جالب است . جبرئیل امین بر حضرت آدم علیه السلام 12 مرتبه، بر حضرت ادریس علیه السلام 4 مرتبه، بر حضرت نوح علیه السلام 50 مرتبه، بر حضرت ابراهیم علیه السلام 42 مرتبه، بر حضرت موسی علیه السلام 400 مرتبه، بر حضرت عیسی علیه السلام 13 مرتبه و بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله 24000 مرتبه نازل شده است . (2) 3 . قرآن مجید تاکنون به بیش از 100 زبان ترجمه شده است . به احتمال قوی قرآن با متن عربی تاکنون بیش از یک میلیارد نسخه چاپ شده است . تاکنون بیش از 2000 تفسیر و شرح و ترجمه بر قرآن کریم نوشته شده است و اولین کشور اسلامی که اقدام به چاپ قرآن نمود ایران بود . در سال 1246 هجری قمری در دوره قاجاریه قرآن کریم برای اولین بار با چاپ حروفی منتشر شد . بد نیست بدانید که: استفاده از حروف ابجد تاریخچه ای قدیمی دارد و در روایات داریم که ائمه معصومین علیهم السلام نیز با حروف ابجد آشنایی داشتند . 1 / 2 / 3 / 4 / 5 / 6 / 7 / 8 / 9 / 10 / 20 / 30 / 40 / 50 الف / ب / ج / د / ه / و / ز / ح / ط / ی / ک / ل / م / ن 60 / 70 / 80 / 90 / 100 / 200 / 300 / 400 / 500 / 600 / 700 / 800 / 900 / 1000 س / ع / ف / ص / ق / ر / ش / ت / ث / خ / ذ / ض / ظ / غ در حساب ابجد هر یک از حروف عربی نماینده عددی است که عبارتند از: حساب ابجد تعدادی از نامها چنین است: 92 = 4 + 40 + 8 + 40 = محمد 110 = 10 + 30 + 70 = علی 118 = 50 + 60 + 8 = حسن 128 = 50 + 10 + 60 + 8 = حسین قابل توجه مربیان محترم آخوند خراسانی رحمه الله 1200 شاگرد داشت که 500 نفر آنان مجتهد بودند . یکی از شاگردان جوانش آیت الله بروجردی رحمه الله بود . روزی این شاگرد جوان به حرف استاد اشکال کرد . استاد گفت: یک بار دیگر بگو . آقای بروجردی حرف خود را تکرار کرد . استاد فهمید که حرف شاگرد درست است . پس فرمود: الحمدلله که نمردم و از شاگرد خود استفاده کردم . (3) 1) مجمع البیان، ج 5، ص 476 . 2) دانستنیهای دانش آموز، ص 51 . 3) حماسه حسینی، ج 1، ص 298 .
[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 19:34 ] [ labbaik ]
|
||