|
لبیک همه چیز از همه جا برای بچه مسجدی ها
|
|
یه روز یه ترک بود ... ![]()
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.شجاع بود و نترس.
یه روز یه رشتی بود...
![]()
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند
یه روز یه اصفهانی بود...
اسمش حسین خرازی
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.
یه روز یه ...
ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و ... !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و به تلاش برای شکستن قفل دوستی ما افتادند
و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه
های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند [ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 14:38 ] [ labbaik ]
|
||