لبیک
 
همه چیز از همه جا برای بچه مسجدی ها
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک

 

 چقدر با آل‌سعود آشنایی دارید؟ دیکتاتورهای عربستان چگونه در تمام سطوح اداره این کشور رسوخ کرده‌اند؟ چگونه یک کشور به دست یک خاندان اداره می‌شود؟ برای آشنایی با خاندان سعودی با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.

 

 به گزارش حریم یاس به نقل از مشرق: زمانی آل سعود، خاندان حاکم بر عربستان تلاش بسیار می‌کرد تا به هر طریق ممکن بر جنگ داخلی که در میان شاهزاده‌های آل سعود جهت رسیدن به قدرت در جریان بود و هم‌چنین فساد حاکم بر این خاندان سرپوش بگذارد، اما این دو خصوصیت اکنون به دو شاخص مهم و غیرقابل انکار این خاندان تبدیل شده و می‌رود تا موجبات سرنگونی و سقوط آن را رقم بزند،. این مطلب نگاهی دارد به این دو شاخص تا خواننده را بیش از پیش با فضای حاکم بر این خاندان و آثار مترتب بر آن آشنا کند.

  

نگاهی به تاریخ سیاسی عربستان

 

اگرچه پادشاهی عربستان سعودی در سال ۱۹۳۲ میلادی پایه‌گذاری شد، اما خاندان حاکم بر این کشور دارای تاریخ طولانی از فعالیت‌های نظامی و سیاسی در شبه جزیره عربستان هستند. در سال ۱۹۰۲، این خانواده به رهبری “عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود” بر ریاض حاکم شد.

 

بین سال‌های ۱۹۰۲ تا ۱۹۳۲ میلادی، ملک عبدالعزیز تمام دشمنان خود را شکست داد تا با تصرف “الاحساء” در شرق و “عسیر” و “حجاز” در غرب کاملاً عربستان را به تصرف خود درآورد.

 

 

 

 

 

 

 

 (عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود)

 

 

عربستان مأمن جوامع متفرق با عقاید و سنن متعدد

 

پس از به قدرت رسیدن عبدالعزیز پادشاهی عربستان سعودی، مأمن جوامع متفرق با عقاید مذهبی و سیاسی متعدد و سنن قبیله‌ای متنوع شد. ملک عبدالعزیز برای شکست دادن رهبران محلی بر قدرت نظامی و وهابیت تکیه کرد.

 

اواسط قرن هجدهم عبدالوهاب و بنیانگذار سلسله آل سعود اتحادی به وجود آوردند که در پس آن شیوخ و مفتی‌ها به حکومت آل‌سعود مشروعیت ‌بخشیدند و از آن تاریخ، آل‌سعود قبضه قدرت را در عربستان به دست گرفت.

  

 

 

 

شجره‌نامه آل‌سعود

 

ریشه‌های یهودی آل‌سعود

 

“مستر همفر” جاسوس مشهور انگلیسی طی سال‌های ابتدایی قرن هجدهم در خاورمیانه برای نخستین بار به ریشه‌های آل‌سعود می‌پردازد که برخلاف ادعای عبدالعزیز و براساس اعتراف شجره‌نویسان سعودی، اصل و نسب آنها به یک فرد یهودی به نام “ابراهیم موشه” می‌رسد.

 

اسناد به دست آمده درباره شجره آل‌سعود بر این نکته تأکید می‌کنند که در قرن نهم هجری مطابق با قرن پانزدهم میلادی، شخصی به نام “مانع احسایی” جد نخست آل‌سعود از قبیله یهودی “عنیزه” زمینی را در نجد عربستان به دست آورده و بعد از او نوه پسری‌اش به نام “موسی” با جنگ و کشتار و غارت، املاک بسیاری را برآن می‌افزاید.

 

“ابراهیم موسی” یا “ابراهیم موشه”، پسر موسی نقش مهمی در شکل‌گیری آل‌سعود داشت که نوه‌اش به نام “مقرن سعود”، رأس این خاندان به شمار می‌آید.

 

مُردخای ابراهیم موشه و فرزندانش با تغییر نام و انتخاب اسامی عربی، خود را در میان مسلمانان جا زدند از جمله اینکه با پرداخت مبلغ سی و پنج هزار پوند مصری به “محمد امین تمیمی” مدیر کتابخانه‌های کشور سعودی در سال ۱۳۲۲ هجری قمری، آل‌سعود و آل‌عبدالوهاب را به نبی اکرم(ص) منسوب کردند.

 

 

 

 

 

 

 

(امین تمیمی، نفر دوم از سمت راست)

 

خاندان حاکم

 

موضوع جانشینی و ولی‌عهدی در عربستان با دیگر کشورهای سلطنتی دنیا تفاوت دارد. عبدالعزیز بن سعود سنتی را بنیان نهاد که براساس آن سلطنت از برادر به برادر برسد؛ نه از پدر به پسر.

 

او مقرر کرد در صورت زنده بودن پسرهایش هیچ‌کدام از نوه‌هایش نمی‌توانند به حکومت برسند. این سنت تا امروز حفظ شده و پادشاهی عربستان به پسران عبدالعزیز رسیده است.

 

هم اکنون ولی‌عهد سعودی پس از مرگ “سلطان بن عبدالعزیز”؛ “نایف بن عبد العزیز” است که از سال ۱۹۷۵ میلادی وزیر کشور عربستان و معاون دوم ملک عبدالله بود و غرب به خاطر دیدگاه‌های محافظه‌کارانه‌اش که مخالف هرگونه اصلاحات است، به شدت از وی حمایت می‌کند.

 

 

 

 

 

سلطان بن عبدالعزیز

  

جنگ قدرت در خاندان سعودی

 بسیاری از کارشناسان بر این باورند،‌ مرگ “سلطان بن عبد العزیز” ولی‌عهد سابق عربستان موجب تشدید جنگ قدرت در خاندان سعودی شده است؛ بسیاری از شاهزادگان سعودی هم اکنون به نظام انتخاب ولی‌عهد در این خاندان معترض هستند و اعتقاد دارند، این نظام موجب می‌شود تا قدرت همواره در دست نسل اول خاندان یعنی پسران ملک عبدالعزیز باقی بماند و هیچ‌گاه قدرت در این خاندان به نسل جوان آن یعنی نوادگان عبدالعزیز نخواهد رسید و همین موجب شده تا هم اعتراض‌ها به شیوه انتخاب ولی‌عهد و هم جنگ قدرت در آل‌سعود به شکل قابل ملاحظه‌ای تشدید شود.

 

 

 

شاهان سعودی و اولیای عهد آنان

 

در این میان هیچ‌گاه نباید برخی از شاهزادگان سعودی را نادیده گرفت که نقش پررنگ‌تری را در عرصه سیاسی این کشور بازی می‌کنند؛ افرادی چون “بندر بن سلطان” پسر سلطان بن عبدالعزیز که سال‌ها سفیر عربستان در امریکا بود و پس از مرگ فهد و به قدرت رسیدن عبدالله به ریاست شورای امنیت ملی عربستان سعودی نیز انتخاب شد. وی از جمله کسانی است که هیچ‌گاه از مناصبی که در اختیار داشته راضی نبوده و همواره خواهان سهم بیشتری از قدرت است به گونه‌ای که در سال ۲۰۰۸ میلادی قصد داشت با کودتا علیه پادشاه قدرت را در این کشور به دست بگیرد،‌ به همین دلیل است که پس از سال ۲۰۰۸ میلادی پادشاه عربستان، بندربن سلطان را از نظر سیاسی تقریباً منزوی کرده است.

 

 

بندر که به‌شدت توسط امریکا و غرب حمایت می‌شود، دیدگاهی سکولار و غربی دارد و خواهان تغییر بافت سنتی جامعه عربستان است و حتی گفته شده هنگامی‌که پدر ولی‌عهدش در قید حیات و ملک عبدالله برای درمان در آمریکا بود، پدر را تحریک کرده تا با یک کودتا قدرت را به دست گیرد و مانع به قدرت رسیدن احتمالی نایف در صورت مرگ ملک عبدالله شود غافل از این‌که اجل به وی فرصت نداد. مسلم است که در آن زمان بندر به خوبی می‌دانست در صورت رسیدن سلطان به قدرت او زمام بیشتر امور را به دست خواهد داشت.

 

 چهره‌های پر قدرت خاندان سعود

 

 

-  سلمان بن عبدالعزیز

  

 

 

 


 

 

مشعل بن عبدالله

 

 

از دیگر چهره‌های پر قدرت خاندان سعود باید از مشعل فرزند پادشاه نام برد. وی امیر منطقه نجران در جنوب کشور است. مشعل پیش از برعهده گرفتن امارت منطقه نجران در سال  ۲۰۰۹ میلادی، معاون بازرسی گارد ملی بوده‌است. وی با کمتر از ۳۰ سال سن از جوان‌ترین نواده‌های قدرتمند ملک عبدالعزیز است.

 

 

 

- محمد بن فهد، امیر منطقه شرق

 

امیر محمد ۶۱ ساله پسر فهد پادشاه اسبق عربستان است. امیر محمد که امیر منطقه نفت‌خیز شرقی در سواحل خلیج فارس است، بسیار به ملک عبدالله نزدیک است. از وی به عنوان یکی از نوادگان قدرتمند ملک عبدالعزیز یاد می‌شود که در صورت انتقال قدرت به نوه‌های عبدالعزیز از مدعیان اصلی قدرت خواهد بود.

 

امیر متعب ۵۸ ساله فرزند پادشاه است. وی پیش از رسیدن ملک عبدالله به پادشاهی، به عنوان معاون پدرش در گارد ملی عربستان فعالیت می‌کرد و اکنون رئیس گارد ملی (حرس الوطنی) است. گارد ملی در کنار ارتش یکی از نیروهای مسلح عربستان است. اگر ساختار رسیدن قدرت از پدر به فرزند در عربستان مرسوم بود، او بخت نخست جانشینی پدرش در مقام پادشاهی به شمار می‌رفت.

 

ارسال نظر(0)

 تاریخ هم برای خودش علم شده، آن هم چه علمی ؛ عریض و طویل و گستره اش به اندازه ی خلقت است !

تسلط به این علم هم کار مشکلی است و به این جهت است که آن را به گرایش های مختلف تقسیم بندی کرده اند.

اما عبرت و درس گرفتن از تاریخ نه نیازی به تسلط دارد و نه نیاز به گرایش !

پس به چه چیز احتیاج است ؟

« «  بصـــیرت » »

چه زیبا فرمود امیرمؤمنان :

 

و ما اکثر العبر و قل الاعتبار = چه زیاد است عبرت ها و چه کم است عبرت گیرندگان

 

خلاصه این که، انقلاب ما هم برای خود تاریخ دارد آن هم چه تاریخی ؛ پر فراز و فرود .

فقط در این زمینه به ابتدای دهه های انقلاب که نگاه کنیم چه حوادثی رخ داده و چه تجربه هایی به دست آمده؛ تلخ و شیرین، کوچک وبزرگ .

 

 


 

سال 58 : رأی به جمهوری اسلامی ، ترور بزرگان انقلاب ، تصویب قانون اساسی ، قائله غرب کشور و پاوه و...

سال 68 : رحلت امام امت ، ولایت امام خامنه ای ، بازنگری قانون اساسی و ...

سال 78 : حوادث کوی دانشگاه ، اعتراض ها ، تبدیل اعتراض ها به یک حرکت براندازانه ، پایداری حزب الله بر اهداف امام ، آقا ، انقلاب، شکست دشمن ، ...

سال 88 : حضور کم سابقه مردم در انتخابات ، راه اندازی اعتراض های خیابانی ، نامه های بی سلام و بی ... ، خطبه های حضرت آقا در کنترل اوضاع و هدایت اجتماع و در مقابل خطبه های ... ، در یک کلام فتنه و فتنه تا جسارت به عاشورای امام حسین و در نهایت خلق حادثه 9 دی و به ذلت و ضلالت افتادن فتنه گران و بسته شدن پرونده فتنه 88.

چه خبر ها که در این سال ها نبوده .

اما آن چیزی که در آخر این حوادث به دست آمده، یک چیز بیش نیست : پایفشاری امت بر اهداف انقلاب و پایداری حزب الله در مقابل تمام فشارها .

آن چیزی که مهم است این هست که از این عبرت ها درس گرفته می شود یا نه ؟

مردم همیشه خوب امتحان را پس داده اند اما گاه بعض از خواص در کوران اتفاقات بدجوری از قافله امت جا مانده و امام امت را تنها رها کرده اند .

به هوش باشید و باشیم؛ حوادث بزرگ در راه است !

در گذر گاه تاریخ به علت ریزش برخی ها با خطر سقوط مواجه است، با بصیرت حرکت کنید !

 

 

منبع:http://www.leader.mihanblog.com

 

 

 

 

 


[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 14:42 ] [ labbaik ]

 آیا تا به حال به عوارض استفاده زیاد از اینترنت و فناوری‌های دیجیتال و تاثیرات منفی آن بر روی ذهن افراد فکر کرد‌ه‌اید؟

بدون شک می توان عنوان "پیچیده ترین عضو بدن" را به مغز نسبت داد. کنترل کننده اصلی بدن انسان که بخش های مختلفی را شامل می شود و احساسات انسانی، محاسبات ریاضی، کنترل اندام و بسیاری دیگر از امور را کنترل می کند. امروزه انسان با فناوری های دیجیتالی سر و کار دارد که به صورت شبانه روزی در زندگی انسان نقش داشته و کم کم به بخش جدایی ناپذیر از زندگی او تبدیل شده اند.


بسیاری از افرادی که با وسایل الکترونیکی و اینترنت سر و کار دارند تصور می کنند که می توانند در زمانی کمتر مسائل بیشتری را تجزیه و تحلیل کرده و سپس حل کنند. اما در تحقیقاتی که در دانشگاه استنفورد آمریکا انجام شد مشخص شده است که افرادی که با اینترنت و فناوری های دیجیتال سر و کار دارند در آنالیز و حل مسائل با مشکل بیشتری رو به رو می شوند. این محققان بر این باورند که این فناوری ها سرعت ما را افزایش داده است اما در عین حال باعث شده است تا ما کم دقت تر شویم. در عین حال این استفاده از ابزار چند رسانه ای باعث می شود تا دراز مدت سیستم حافظه مرکزی ما با آسیب رو به رو شود.

 

د� �������� به دور باشید.

افزایش زمان خواب و استراحت از جمله دیگر راه های مقابله با فشارهای حاصله از فناوری های دیجیتال و اینترنت است. فراموش نکیند که یکی از عوارض استفاده بیش از حد از این وسایل کم خوابی و بدخوابی است. برای مقابله با این شرایط بهتر است که ساعات خواب خود را افزایش دهید.

 


در بخش دیگری از این تحقیقات مشخص شده است که استفاده بیش از حد از این وسایل باعث آسیب دیدن بعضی از توانایی های ما در زمینه روابط اجتماعی می شود. این افراد در جمع های دوستانه و یا در هنگام بروز احساسات خود دچار مشکل خواهند شد.

از سوی دیگر افرادی که برای ساعتهای متوالی به صورت آنلاین فعالیت می کنند با علائمی همچون بی توجهی به اطراف و اخلاق تند مواجه می شوند. این عمل به دلیل فشارهای بالای وارده به بدن است که باعث می شود تا مغز شخص دستور ترشح بیش از پیش آدرنالین را صادر کند و پس از مدتی بخش مسئول کنترل احساسات در مغز کلا از کار می افتد.

اما ببینیم که راه حل های برون رفت از معضل چیست. سعی کنید تا در زمان حال به کارها و مشغله های خود رسیدگی کنید و از چک کردن لحظه ای ایمیل خود و سر زدن به صفحات خود در شبکه های اجتماعی پرهیز کنید.

در زمانی که برای استرحت اختصاص دادید از وسایل الکترونیکی و ارتباطی دور شوید. تلفن همراه، تبلت و یا کامپیوتر را از خود دور کنید. سعی کنید تا در زمان استراحت کاملا از مظاهر زندگی مدرن امروزی به دور باشید.

افزایش زمان خواب و استراحت از جمله دیگر راه های مقابله با فشارهای حاصله از فناوری های دیجیتال و اینترنت است. فراموش نکیند که یکی از عوارض استفاده بیش از حد از این وسایل کم خوابی و بدخوابی است. برای مقابله با این شرایط بهتر است که ساعات خواب خود را افزایش دهید.


[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 14:40 ] [ labbaik ]

 یه روز یه ترک بود ...

 
 
 
 
 
http://axgig.com/images/75648191038207109330.jpg
 

 

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.شجاع بود و نترس.

در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد 

او برای مردم ایران ، آزادی می خواست

و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.



 
یه روز یه رشتی بود...
 

 

 

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند

اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را 

و برای همین در برابر ستم ایستاد
آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.
 

 

 


 
یه روز یه اصفهانی بود...
 

 

 
اسمش حسین خرازی
 
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.

آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.
 

 


 
یه روز یه ...
 
 
 
ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و ... !
 

 
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند 

                   
و به تلاش برای شکستن قفل دوستی ما افتادند

و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه 

های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار 

کرده اند ،  به  "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند

وچه قصه غم انگیزی...


[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 14:38 ] [ labbaik ]

 


[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 14:36 ] [ labbaik ]

 رئیس ستاد مشترک اسرائیل گفت: “در صورت نیاز، اسرائیل کاملا آماده حمله به ایران است.”

به نظر شما منظور ایشان از به کار بردن «در صورت نیاز» چیست؟!

نظریه اول: آقا ما از بچگی کتک خورمون ملس بوده! الآن چند وقتی هست که کسی ما رو گوشتمالی نداده! یه جورایی نیاز داریم یکی ما رو بزنه! مرض داریم دیگه، دست خودمون هم نیست!! در صورت بیشتر شدن این نیاز به ایران حمله می کنیم تا بعد مدت ها یکی ما رو بزنه و دلی از عزا در بیاریم!

نظریه دوم: ما چند وقتی هست افسردگی گرفتیم. قرص هامون هم گرون شده واسمون نمی خرن! به فکر خودکشی هستیم، چندتا گزینه هم واسه خودکشی مون پیدا کردیم. یکی از گزینه های خودکشی، حمله به ایران هست! در صورت نیاز گزینه حمله به ایران رو انتخاب می کنیم تا راحت تر توی کمتر از ۲۴ ساعت فوت بشیم!

نظریه سوم: «در صورت نیاز» یعنی کشک! یعنی به اثبات رسیدن ضرب المثل: «سگی که واق واق می کند، پاچه نمی گیرد!»

***

این به اصطلاح ژنرال همچنین گفته است: “احتمال آغاز جنگ توسط تهران کم است.”

این ها هم کلی خنگ تشریف دارند! از یک طرف چون خودشان تنهایی می ترسند غلطی بکنند، هی می گویند تهران می خواهد به ما حمله کند تا شاید چند کشور دلشان به حال آنها بسوزد و چند نفری بیایند به ما حمله کنند و از طرف دیگر اینطوری خودشان را لو می دهند و اعلام می کنند که خودشان هم می دانند که ایران در حال حاضر نمی خواهد با کسی جنگ راه بیندازد! بعدش هم ما بخواهیم حمله کنیم شل کن، سفت کن راه نمی اندازیم! تهدید الکی هم نمی کنیم؛ یکهو شب می یایم و در کمتر از چند ساعت جنگ رو به اتمام رسونده و صبح صبحانمون رو توی کاخ شما میل می کنیم!

***

این ژنرال که آی کیویش کمی بیشتر از جلبک و کمی کمتر از موزاییک تشخیص داده شده است، در جمله ای دیگر کلا خودش را لو داده و گافی بزرگ می دهد. وی همچنین گفته است: “همواره نیاز است که تهدید حمله به ایران وجود داشته باشد.” به عبارت دیگر؛ ترجمه صحبت ایشان این می شود: “همه تهدیدهای ما کشک هست! ولی از اونجایی که ما خیلی پررو هستیم همیشه ایران رو تهدید می کنیم!”


[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 14:33 ] [ labbaik ]

نگاه به صورت عالم از روى محبت، عبادت است

امام موسى ‏بن‏ جعفر علیه السلام مى‏ فرمایند:

«النَّظَرُ الى وَجْهِ الْعالِمِ حُبّاً لَهُ عِبادَة»

« نگاه به صورت عالم از روى محبت، عبادت است».

وسائل 18/ 458 به نقل از سایت صلوة

 

حدیثی از امام موسی کاظم علیه السلام درباره نماز جماعت

قال ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام: إن الصلاة فی الصف الاول کالجهاد فی سبیل الله عزوجل.

امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: نماز در صف اول جماعت همانند جهاد در راه خداوند متعال است.

وسائل الشیعه، ج5، ص 387. به نقل از سایت راسخون

تعدادی دیگر از احادیث را درباره نماز جماعت بخوانید در : تعدادی از احادیث معصومین علیهم السلام درباره نماز جماعت

 

شیعه واقعی در کلام امام موسی کاظم علیه السلام

عن الامام الکاظم علیه السلام: « ... انما شیعة علیّ من صدق قوله فعله »

امام کاظم علیه السلام فرمود: « همانا شیعه علی کسی است که قول او فعلش را تصدیق نماید»

کافی / ج 8 / ص 228 / ح 290

به نقل از کتاب دفاع از تشیع و پاسخ به شبهات/ علی اصغر رضوانی / انتشارات جمکران

(بقيه در ادامه مطالب)



[ پنج‌شنبه 25 خرداد 1391 ] [ 19:59 ] [ labbaik ]



هفتمین امام شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری در ابواء متولد گردید.
پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادر گرامیش حمیده است.
میلادش برای امام صادق علیه السلام چنان شادی‌بخش بود که آن حضرت به‌همین مناسبت سه روز جشن گرفت و مردم مدینه را اطعام نمود.
نام مبارکش موسی و القاب و کنیه هایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوالحسن است. نقش نگین انگشتری‌اش جمله حسبی الله بوده است.

او که براساس تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد،
تحت تربیت فوق‌العاده امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود.

از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل، بود که از الطاف خفیّه الهیّه محسوب می‌شد و زمینه‌ساز تثبیت امامت وی شد. تلاش امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این راستا و به منظور جلوگیری از انحراف جریان امامت بود. هر چند بعدها نیز گروهی پیدا شدند و پس از امام صادق علیه السلام معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند.

سرانجام پس از شهادت جانگداز امام صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسؤولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.

از مشکلات روزهای نخستین امامت موسی بن جعفر علیه السلام، ادّعای امامت دروغین برادر بزرگ‌تر حضرت، عبدالله افطح ،بود که گروهی را به دنبال خود کشید و فرقه “فطحیه” به همین ترتیب شکل گرفت. هر چند با برخورد روشنگرانه‌ی امام، عبدالله با شکست روبرو گردید.

دوران سی و پنج ساله امامت موسی بن جعفر مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و هم‌زمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خون‌آشام عباسی به‌نامهای منصور دوانیقی ، مهدی عباسی ، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت امّت را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید، و اگر چه با حوادث سهمگین و خونینی همچون واقعه فخ و شهادت مظلومانه گروهی از آل علی علیه السلام روبرو گردید، ولی لحظه‌ای از وظیفه خطیر خود کوتاهی ننمود و تلاش مستمر خویش را عمدتا در محورهای زیر متمرکز ساخت:

 

ولادت، کنیه و القاب

 

امامت

 

دوران امامت

 

 



اول - تبلیغ دین خداوند و گسترش فرهنگ اسلام، تبیین و تشریح معارف و احکام الهی در قالب احادیث بلند و کوتاه و پاسخ به سوالات شفاهی و کتبی و. . .

دوم- پرورش انسان‌های مستعد و تربیت شاگردان والامقام و شاخص در میدان علم و عمل و حفظ و حراست آنان.

سوم- مبارزه بی‌امان با حاکمان جور و ستم و غاصبان خلافت و شکستن صولت شیطانی آنان در میدان‌های مختلف و تشریح مبانی حق.

چهارم- تربیت یاران مدیر و مدبّر و خودساخته و نفوذ دادن آنان در مراکز حساس حکومتی، تا مرز وزارت و استانداری، به منظور خنثی‌سازی نقشه‌های مخرب و دین‌سوز دشمنان، کمک به مظلومان و محرومان و دفاع از حریم شیعیان .

پنجم- سامان‌دهی شیعیان با شیوه‌های مختلف تربیتی، عملی، مناظره‌های سیاسی و. . .

امام علیه‌السلام در این مسیر، نهایت تلاش خویش را مبذول داشت و در مواقع لازم از اهرم‌های فوق‌العاده‌ای همچون استفاده از معجزه، دعای مستجاب و به‌کارگیری علم امامت امام کاظم علیه السلام بهره برد.

روش امام آنچنان دقیق و حساس بود که تلاش چشمگیر و جاسوسی‌های مداوم حاکمان عباسی برای به‌دست آوردن سرنخی از اقدامات امام علیه السلام بی‌نتیجه بود، و امام همچنان در همه زمینه‌ها موفق و کارآمد به پیش می‌رفت و در اوج اقتدار معنوی و اجتماعی قرار داشت، به گونه‌ای که نگاه کل جهان اسلام متوجّه ایشان بود.

سرانجام هارون الرشید برای دستگیری امام شخصاً به صحنه آمد و طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جوسازی علیه امام پرداخت و او را در یک جلالت ظاهری ولی در پرده‌ای از ابهام با تشکیل دو کاروان مختلف از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. هارون چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفّق بود.

از این رو هارون در یک حرکت جدید، اقدام به ترور شخصیت امام کرد که آن هم ناکام ‌ماند و وی از صحنه‌سازی و اقرار و اعتراف‌گیری هم طرفی نیست. رفتار حضرت در زندان در زمینه‌های مختلف عبادی، تربیتی، ارتباط با دیگران، و تأثیرگذاری بر دوست و دشمن و . . . چنان عمیق و موثر بود که هارون نهایتاً دستور داد سندی بن شاهک ، امام علیه السلام را در بیست و پنجم رجب سال 183 هجری قمری در پنجاه و پنج سالگی با خرمای زهرآلوده به شهادت برساند. 

شهادت امام

درایت امام

 

ترور شخصیت امام

 

 

سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست.

پیکر مطهرش پس از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر قریش در مدینه السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید. مزار شریفش مورد توجه عموم قرار گرفت و سالها بعد نوه بزرگوارش حضرت امام جواد علیه السلام در کنارش دفن شد و شیعیان دلباخته‌ی آنها شهر کاظمین را در کنار تربت پاکشان تأسیس نمودند.

از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در میدان‌های مختلف، و نسلی پاک و بابرکت به یادگار مانده است.
 


[ پنج‌شنبه 25 خرداد 1391 ] [ 19:48 ] [ labbaik ]

   

 

دل نوشته - امام زمان

در قرآن داریم یعقوب برای یوسف گریه میکرد.
یعقوب پیغمبر می دونست که یوسفش کجاست، می دونست سالمه، می دونست که توی کاخه، می دونست و گریه می کرد. ما که نمیدونیم یوسف فاطمه کجاست، چقدر باید گریه کنیم؟ با این اوصاف ما که باید بیشتر از یعقوب گریه کنیم!
کی آدرس مهدی عج را بلده؟ کجاست پسر فاطمه؟ ءاَبِرَضوی؟ ءاَم ذی طُوی؟ کجایی آقای من؟ عَزیزٌ عَلَیَّ اَن اَرَی الخَلقَ و لا تُری؟ حجت بن الحسن، سخته برای من که همه را ببینم و تو را نبینم.
گریه هاتون را برای مهدی بکنید؛ اشکهاتون را برای پسر فاطمه بریزید؛ مهدی غریبه، مظلومه؛ برای یوسف زهرا ناله کنید، اشکهاتون را بیمه ی مهدی کنید؛
قرآن داره با مثال یوسف و یعقوب یاد ما میده. یکی از وظایف ما اینه که گریه هامون بیمه پسر فاطمه بشه. امام زمان میگه اگه تو یاد من باشی من هم یاد تو هستم. اگه تو برای فرج من دعا کنی منم برای سلامتی تو دعا میکنم.
اگه یکی از من بپرسه از حسین غریب تر کیه؟ میگم از امام حسین غریب تر مهدی زهراست؛ دلیل هم دارم، حسین سید الشهداست، درست، به مظلومیت شهیدش کردند، درست، اما امام حسین یه ابوالفضل داشت، عباس امام زمان کیه؟ ؛ امام حسین یه علی اکبر داشت، علی اکبر امام زمان کیه؟ ؛ امام حسین قاسم داشت، جعفر داشت، عون داشت، حجت بن الحسن کی را داره؟ دل امام زمان به کی خوشه؟
آیا دل امام زمان به من شما خوشه؟ ؛ آیا واقعا من و شما برای امام زمان، جای ابوالفضل هستیم؟
؛ استدلال دوم: از پیامبر تا تولد امام زمان 255 سال طول کشید؛ وتا اول امامت حضرت مهدی 260 سال. 13 تا معصوم مظلومیتشون 260 سال طول کشیده. اما امام زمان به تنهایی 1170 ساله که غریبه.
خداییش امام زمان از امام حسین غریب تر نیست؟ هیچ کسی دیگه سراغ امام زمان را می گیره؟ کسی دیگه به فکر امام زمان هست؟
یه کم فکر کن ببین از دیشب تا حالا، تو این 24 ساعته گذشته، چند بار به فکر امام زمانت بودی؟ آقا کجایی؟ چه میکنی؟ آیا از من راضی هستی؟ امام زمان دلش را خوشه من و شما بکنه؟
از پیغام امام زمان خبر دارید؟ در ماه مبارک رمضان پارسال! یکی از علما تو جمکران خدمت امام زمان رسید با 2 واسطه نقل میکنم- امام زمان علیه السلام، روز 13 ماه مبارک رمضان، توی مسجد جمکران، میگفت: دیدم چشمهای مهدی فاطمه کوچیک شده، زیر چشمهای امام زمان کبوده، گفتم: آقا چرا به این روز افتادید؟ فرمود: "از بس که شیعه هام گناه میکنن و من را اذیتم می کنند، من از دست شیعه هام به این روز افتادم، من از سنی ها توقع ندارم، من از بهایی ها و زردشتی ها و یهودی ها و مسیحی ها و ... توقع ندارم، اما از بچه شیعه های خودم توقع دارم، شماها که معتقدید که امام زمان هست و یابن الحسن میگید، چرا گناه می کنید؟
شما چرا چشماتون آلوده شده؟
شما چرا شکمهاتون پر از حرام شده؟
شما چرا ربا خوار و نزول خوار شدید؟
شما چرا آبروی منه امام زمان را توی دنیا می برید؟"
امام زمان از دست من و تو دلش خونه! سنی ها و بهایی ها و ... که کاری با حجت بن الحسن ندارن.
امام زمان فرموده مردم گناه می کنن و من شب تا صبح گریه می کنم و میگم خدایا ببخشش، این گریه کن حسینه، این مشکی پوش حسین منه، این برای مادر کتک خورده ام گریه کرده، به خاطر گریه هاش خدایا ببخشش، من مرتب باید واسطه بشم تا عذاب برای شما نیاد.
مهدی برای ما گریه میکنه، چرا ما برای مهدی گریه نکنیم؟
جوانی که شب میخوابه بدون اینکه نیت کنه صبح برای نماز صبح بیدار بشه میتونه بگه من شیعه حجت بن الحسن هستم؟
جوانی که نه اهل نمازه، نه اهل خداست، نه اهل تهجده و خودش را شیعه مهدی میدونه؛ ایا این قلب امام زمان را تکه تکه نمیکنه؟
دختر شیعه که با مانتو میاد و چادر فاطمه را کنار گذاشته، البته الان که دیگه مانتو هم کنار گذاشته شده و با بلوز و شلوار میان بیرون، گذشت حیا، دیگه حیا توی جامعه باقی نمونده! و این خانم هایی که آرایش کرده میان توی خیابان ها، دختری که تا چشمش می افته به یه پسر، نیشش تا بنا گوشش باز میشه، با چشمهاش داره هرزگی میکنه، این دختر شیعه، قلب مهدی فاطمه را تکه تکه نمیکنه؟
این زن هایی که با هفت قلم آرایش توی مجالس نا محرم ها شرکت میکنن، سیلی به حجت ابن الحسن نمیزنه؟
امام زمان از دست کی دلش خونه؟
از دست مسیحی ها، یهودی ها، یا ما شیعه ها؟
برای امام زمان گریه کنید، توبه کنید با گریه کردن هاتون برای امام زمان. تا آنجاییکه قلب مهدی را به دست بیاریم. تا آنجا گریه کنیم که امام زمان به گریه هامون ترحم کنه،
یه کاری کنیم برای امام زمان، نه یه نماز درست و حسابی، نه یه دعایی برای فرج امام زمان، هیچ و هیچ به کجا؟
اونهایی هم که نماز میخونن، نمازشون بوی امام زمان نمیده،
شما برو نذرها را نگاه کن و ببین چند تا سفره پهن میشه برای سلامتی امام زمان؟
و چند تا سفره پهن میشه که خدا مریضشون را شفا بده؟ خونه دار بشن، ماشین دار بشن و ... .
دعاهای مردم را بیاد یکی جمع کنه، ببیند چند تا از دعاها برای امام زمانه؟
آرزوهاتون را از دلتون بریزید بیرون و ببینید چند تا از آرزوهاتون برای امام زمانه؟
امام زمان در دلهای ما غریبه! توی خونه ما غریبه.
این بچه ها همه ی شعرهای تلویزیون را حفظن، تمام فوتبالیستها، هنرپیشه ها، همه ی برنامه های تلویزیون را بلد هستن؛ اما آیا میدونن اسم امام زمان چیه؟ کی میاد؟ برای چی نمیاد؟
اینقدر که سریال ها دا دنبال میکنید، و اگر نبینید از چند نفر میپرسید که چی شد؛ آیا هیچ وقت پرسیده اید این جمعه چه خبر؟ از امام زمان چه خبر؟ به اندازه یه سریال برای حجت بن الحسن ارزش قائلیم؟ به اندازه یه مسابقه فوتبال؟ به اندازه یه توپ ورزشی؟ برای امام زمان ارزش قائلیم.
شیخ محمود حلبی را خدا رحمت کند، میمرد برای امام زمان، مرحوم کافی شاگرد مرحوم حلبی بود، گریه میکرد و میگفت: امام زمان من را ببخش، چه کنم؟ جامعه من را به اینجا رسونده که این مثال را میزنم،
اگه یه مرغ یا یه بوقلمون توی خونه ات باشه، یه روز بیای ببینی نیست و احتمال بدی درب باز بوده و رفته بیرون تا کجا دنبالش میری؟ چند تا محله را میگردی؟ از چند نفر میپرسی؟
این همه ساله که نمیدونی امام زمانت کجاست، کجا تا حالا دنبالش گشتی؟
چرا دلهامون را دادیم به دنیا؟ و از عشق مهدی فاطمه خالی کردیم دلمون را؟
به اندازه یه سند خونه، یا یه چک که اگه گم بشه، همه جا را زیر و رو میکنی، امام زمان را به همین اندازه قبول داری؟
امام زمان دلش خونه، اما خوش به حال اونهایی که به فکرش هستند.
روایت داریم جوانهای خوب اخر الزمان، شب با وضو می خوابن، رو به قبله می خوابن، اگه بدونن که برای نماز شب بیدار نمیشن، سر شب نماز شبشون را میخونن، میگه امام زمان خودمو به تو سپردم، میشه شب دستتو روی سینه ام بذاری تکونم بدی تا من یه لحظه جمالت را ببینم؟
صبح بلند میشه و نماز صبحش را میخونه، توی نماز اللهم کن لولیک میخونه، روایت داریم کسی که در نمازش دعای فرج بخونه 90 چیز گیرش میاد،
در کتاب موعود نامه یا الفبای مهدویت، تمام مطالب ناب را آقای پونه ای در این کتاب جمع کرده. تا دستت را بلند میکنی و میگی اللهم کن لولیک امام زمان هر جا که باشه، دستش را بلند میکنه میگه خدایا این جوان هر چی میخواهد بهش بده.
از دم در که میخواد بره بیرون میگه امام زمان، خودم را به تو سپردم، آقا جان می دانید که توی این جامعه چه خبره، من نمیخوام گناه کنم، اگه بخواهی که گناه نکنی، امام زمان دستت را میگیره.
مشکل اینجاست که ما یکرنگ نیستیم، با نماز خون رفیقیم، با عرق خور رفیقیم، تو عروسی بریم رقص و .... را داریم،
باید یه جور باشیم، خودمون را دست یک نفر بسپاریم، باید امام زمانی باشیم، آنوقت رفیقهامون را امام زمانی انتخاب میکنیم،
قیافه مون را امام زمانی درست میکنیم، نگاه هامون را امام زمانی تنظیم میکنیم، حرف هامون را امام زمانی قرار میدهیم، سر سفره امام زمانی می نشینیم، کارهامون امام زمانی میشه؛
ما یک جور نیستیم، ما همه را می خواهیم با هم داشته باشیم،
توی زندگی با شراب فروش و شراب خور رفیقیم و با نماز خون و مومن هاش هم رفیقیم و.... . هم توی پارتی میریم، هم دعای کمیل، هم این طرف میریم هم آن طرف، برای همینه که رشد نمیکنیم،
یا زنگی زنگ، یا رومی روم.
و الا به هیچ جا نمی رسیم.
از این حرف های تند و تیز ناراحت نشید، رفیق اون کسی است که بگه من بهت گفتم، دشمن اون کسی که بگه می خواستم بگم،
من دارم میگم ها.
ببینید اطرافیان امیرالمومنین چه کسانی هستند، مالک، رشید حجری، میثم، اباذر،کمیل همه ی گلها دور امیرالمومنین هستند،
اما اطراف معاویه چی؟ عمرعاص، یزید، مروان و هرچی حرام زاده است دور معاویه جمع هستند.
نمی شه آدم پشت سر علی نماز بخونه و سر سفره معاویه بنشینه،
نمیشه در آن واحد یک محل هم تاریک باشه هم روشن،
یک جور باشیم،
یک رنگ،
اگر امام حسین را قبول داریم پس در خونه یزید چه کار میکنی؟
تو که تابلوی علی بالای سرت است، چرا مثل معاویه معامله میکنی؟




نوشتار فوق خلاصه ای از سخنرانی آقای دانشمند می باشد که دیدم جالبه و خوبه که بقیه هم بخونن
التماس دعا

 

 


[ چهارشنبه 24 خرداد 1391 ] [ 18:48 ] [ labbaik ]

سه ذکر برای دور کردن شیطان از خود:
۱-صلوات بر محمد وال محمد
۲-لا حول ولا قوةَ الا به الله والعلی العظیم
۳-امنتٌ به الله وبه رسوله مخلصاً لهٌ الدین

در این زمینه باید چند چیز را دقیقا و
حتما بدون سهل‏انگارى عمل نمایید:

1- تصمیم جدی و قاطع بر گناه نکردن؛ تا
انسان عزم راسخ بر ترک گناه نداشته باشد،
چندان توفیقی در عدم ارتکاب گناه به دست نمی
آورد.


2- ترک زمینه گناه: پیشگیرى از گناه آسان
ترین راه مبارزه با گناه است . جوانى که مى
خواهد گناه نکند باید خود را از صحنه هاى
گناه دور نگه دارد.

این خود زیرمجموعه‏اى دارد که مهمترین
آن عبارت از است:
* کنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود
بود که مبادا به نامحرم و کلاً هر آنچه که
شهوت‏انگیز است، نگاه شود. امام صادق(ع)می
فرماید: «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و
کم من نظرة اورثت حسرة طویله؛ نظر دوختن
تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا
نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث
بگذارد»، (1)
تا حد امکان انسان از حضور در مجالس
مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نماید.
* کنترل گوش: باید از شنیدنى‏هایى که
ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه‏ساز
حرام هستند پرهیز شود. مانند نوار موسیقى،
صداى شهوت‏انگیز نامحرم و...
* ترک مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى که
باعث مى‏شوند انسان مزه گناه را مزمزه
کند، در واقع دشمن هستند و باید از آنها
پرهیز کرد.
حضرت سجاد(ع) از همراهى و سخن گفتن و رفیق
بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب،
گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده

البته اینها از مهمترین زمینه‏هاى گناه
هستند که باید ترک شوند ولی به طورکلی هر
چیزى که زمینه گناه را فراهم مى‏کند
باید ترک شود.
3- ترک فکر گناه: ترک زمینه گناه سهم به
سزایى در ترک فکر گناه دارد ازاین‏رو هر چه
بیشتر و دقیقتر زمینه گناه ترک شود فکر
گناه کمتر به سراغ انسان مى‏آید. این فکر
گناه است که شوق در انسان ایجاد مى‏نماید
و بعد از شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه
محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و میل
نسبت به کارى نباشد انسان مرتکب آن کار
نمى‏گردد.
4- اشتغال به برنامه شبانه‏روزى: حتما
باید شبانه‏روز خود را با برنامه‏ریزى
صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنید و
هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا نفس شما
را مشغول کند. در اوقات بیکارى
وسوسه‏هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى‏آید و او
را به فکر گناه و سپس به خود گناه
مى‏کشاند قال امیرالمؤمنین على(ع): «ان هذه النفس
لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى
المآثم؛ براستى و حقیقت که این نفس
(انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى‏کند در
نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به
کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان
مى‏کشاند»،(3)
5- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حیوانى و
شهوانى انسان را تضعیف مى‏کند اگر قواى
شهوانى ضعیف گشت قهرا فکر گناه هم کم‏رنگ
مى‏شود. عن ابى جعفر(ع) قال: «اذا شبع
البطن طغى؛ هرگاه شکم پر شود طغیان
مى‏کند،(4). مفهومش این است اگر شکم بر نشود طغیان
نمى‏کند و بهترین قسم جوع و گرسنگى همان
روزه گرفتن است.
تذکر این نکته بسیار ضرورى است که اولاً:
روزه نباید براى بدن ضررى داشته باشد
وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: براى کارهاى
روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه
مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد
نه بیشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه
گرفتن عذرى است مورد بعدى یعنى ورزش دو
برابر شود

6- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن
ورزش‏هایى باشد که براى بدن ضررى ندارد مثل
نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام
حرکت‏هاى کششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست
زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بیست
دقیقه به چهل دقیقه افزایش یابد.
7- فکر در مرگ: این یکى دیگر از چیزهاى
بسیار مفید است که فکر گناه را یا از بین
مى‏برد و یا کم مى‏کند که این به شدت و ضعف
فرو رفتن در فکر مرگ بستگى دارد اگر انسان
با این واقعیت انس بگیرد و مردن را باور دل
سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال
امیرالمؤمنین على(ع): «اذکروا هادم
اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛ یاد
کنید (مرگ را) درهم کوبنده لذات را و تیره و
تلخ کننده شهوات را و دعوت کننده جدایى‏ها
را»،(5) یاد مرگ دل را از تعلق به شهوات
جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فکر گناه
باز مى‏دارد آنچه که بسیار مهم است این
است که اولاً این فکر هر روز و مستدام باشد
اگر شبانه‏روزى نیم‏ساعت باشد کافى است
ثانیا در مکان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن
مکان خلوت خود محیط قبرستان باشد به هر
گونه که این فکر در مرگ با جان عجین شود و
باور دل گردد بسیار مطلوب است مثلاً یکى از
کیفیت‏هاى فکر در مرگ را یکى از بزرگان
چنین مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین
گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن
بگذراند و به خود بباوراند که همه اینها
گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد
لحظات جان دادن، وقتى که خویشان و
نزدیکان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و
شیرینى‏ها وداع مى‏کند و... همه و همه را به خوبى
تأمل کند تا دل بلرزند و چشم بگرید.

8- توجه کامل به این که خداوند در همه
حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است و حتی بر
خطورات قلبی ما (در دل می گذرد) احاطه دارد و
از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنین
یقینی داشته باشد، خجالت می کشد گناه کند و
از دستورهای خالقش سرپیچی نماید. برای
این که انسان به چنین توجهی موفق شود،
همیشه به یاد خدا بودن بسیار سودمند است. این
که گفته می شود انسان باید همیشه به یاد
خدا باشد، بدین خاطر است که با یاد خدا
انسان از مهلکات دور می شود و به عوامل سعادت
نزدیک می گردد. علی(ع) فرمود: «خدا را در
همه جا یاد کنید، زیرا در همه جا با شما
است». (6) حضرت در حدیث دیگر فرمود: «ذکر دو
گونه است: یاد خدا به هنگام مصیبت و بهتر از
آن یاد خدا در رویارویی با حرام است که این
یاد خدا مانع از ارتکاب حرام می شود».(7)
قرآن فرموده است: «آیا (او که اهل گناه و
شرک است) ندانست که خدا می بیند».(8)

9- تفکر در عواقب زیان بار گناه: اگر انسان
توجه کامل داشته باشد که معصیت افزون بر
آثار سوء دنیوی، چه عذاب های غیر قابل
تحمل اُخروی به دنبال دارد، مطمئناً از گناه
دوری می جوید.
قرآن می فرماید: « هر کس به خدای خود با
حالت گناه وارد شود، جزای او جهنمی است که
در آن جا نه می میرد و نه زنده می ماند».(9)
در آیه دیگر فرمود: «(در روز قیامت)
گناهکار دوست دارد که فرزندان، زن، برادر، همة
خویشان و همة اهل زمین را فدا می کرد تا از
عذاب نجات می یافت، (ولی) چنین نیست،
(بلکه) آن آتش شعله کش است و ...».(10) در جای دیگر
فرمود: «در روز قیامت کافر گوید: ای کاش
خاک بودم».(11)

مطالعه اجمالی در آیات و روایات اهل بیت(ع)
در مورد نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی
داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پیدا می
کند و از جهنم می ترسد در نتیجه مرتکب
گناه نمی شود. در این زمینه مطالعه جلد شش
کتاب پیام قرآن اثر آیت الله مکارم شیرازی
بسیار مفید است. قرآن در مقایسه بین ثواب و
عذاب اخروی می فرماید: «وصف بهشتی که به
پرهیزکاران وعده داده شده (چنین است) که در
آن، جوی هایی از آب گوارا، و جوی هایی از
شیری که مزه اش تغییر ناپذیر است، و جوی
هایی از شراب لذت بخش برای آشامندگان، و
جوی هایی از عسل پاکیزه (وجود دارد) و برای
شان در آن جا همه گونه میوه هست، نیز
آمرزشی از جانب پروردگارشان. (آیا چنین کسی)
همانند کسی است که جاودانه در آتش است و به
آنان آبی جوشان نوشانده می شود که دل و
روده های شان را پاره پاره می کند؟!».(12)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون کسی است که
بهشت عالی را به گناه پست بفروشد».(13)

11- باور کردن این که شیطان و نفس امّاره،
دشمن انسانند؛ وقتی انسان یقین پیدا کرد
که اینان دشمن اویند، به حرف آنان گوش
نداده و گناه نمی کند. قرآن می فرماید: «ای
بنی آدم، آیا با شما پیمان نبسته بودم که
شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شما
است؟!».(14)
در آیة دیگر فرمود: «نفس امّاره بسیار
وادار کننده به بدی است».(15

12- عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار
نزدیک به نتایج اعمالش خواهد رسید؛ اگر
انسان به این مسئله عنایت داشته باشد و
فکر نکند که فعلاً خبری از سرای آخرت نیست،
در عدم ارتکاب گناه مؤثر است، چرا که خیلی
از افراد به خیال این که عواقب وخیم
معصیت دیر به سراغ انسان می آید، مرتکب معصیت
می گردند. قرآن فرموده: «آن ها (کافران) آن
(روز عذاب را) دور می بینند، و ما آن را
نزدیک می بینیم».(16)

13- زیاد سبحان الله گفتن، که باعث می شود
شیطان از انسان دور شود.

وقتی شیطان از انسان دور شود، دیگر گناه
نمی کند.
امام صادق(ع) فرمود: «شیطان گفته است: پنج
کس مرا بیچاره ساخته و راه به آن ها ندارم
و بقیه مردم در اختیار منند:
1ـ کسی که با نیّت صادق به خدا چنگ بزند و
در تمام کارها به او توکّل کند.
2ـ کسی که در شبانه روز زیاد تسبیح گوید.
3ـ کسی که هر چه برای خود می پسندد، برای
برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
4ـ کسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و
فریاد نزند.
5ـ کسی که به آن چه خدا قسمتش کرده است
راضی باشد».(17)


14- عقل ; حضرت على (ع)مى فرماید: فکرک یهدیک
الى الرشاد;(18) افکار عاقلانه ات تو را به
راه صواب و هدایت واقعى راهنمایى مى کند.

15- شناخت زیان ها و مفاسد گناه ; جهل منشأ
بسیارى از لغزش ها است . علم به آثار و
تبعات گناه انسان را ازارتکاب به آن باز مى
دارد

16- تربیت صحیح ; تربیت صحیح در محیط
خانواده و نیز ادامهء آن تحت نظر مربیان اخلاق
در جامعه انسان را باعفت و حیا درست مى
کند, چنین فردى به راحتى بر غریزه هاى خودش
مسلط میشود.

امام على (ع) مى فرماید: کسى که به ادب
آموزى وادار شود کار خلاف از او کم تر دیده
میشود.(19)

17- نماز; نماز آدمى را از کارهاى زشت و
گناه باز مى دارد.(20)

18- محاسبه و مراقبه ; کسى که خواهان رشد و
تکامل معنوى است , باید مراقب اعمال خود
باشد و هر روزخودش را محاسبه کند تا نقایص
و کاستى هاى خود را جبران و نقاط قوتش را
تقویت کند.


در پایان حدیثی را که امام حسین(ع) دربارة
رهایی از معصیت فرموده می آوریم:
مردی به خدمت حضرت حسین(ع) رسیده و عرض
کرد: من مردی گناهکارم و صبر بر معصیت
(استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما.
حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه
هر گونه که خواستی گناه کن: 1ـ روزی خدا را
نخور و هر چه می خواهی گناه کن.
2ـ از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی
گناه کن.
3ـ در جایی گناه کن که خدا تو را نبیند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت
را بگیرد و هر چه خواستی گناه کن.
5ـ وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می
اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی
انجام ده».(21)
در این حدیث حضرت می خواهد بگوید: تو که
بر هیچ یک از این پنج چیز قادر نیستی، پس
چگونه گناه انجام می دهی و خود را بدبخت می
کنی؟

 

 

 

 

سلام و با تشکر از  شادان باییز عزیز که با حرف و حدیث های قشنگش؛گهگاهی بر دل زنگ زدمان؛ جلا میدهد؛انشاا... خداوند به ایشان خیر دهد . در خصوص موضوع مربوطه ؛آنچه به ذهنم میرسد اینست که در حد توان باید تلاش کنیم تا زمینه فراهم شدن گناه ایجاد نگردد چرا که ممکن است در چنین موقعیتی افراد  نتوانند بر نفسشان غلبه کنند و  لذا باید تلاش در این باشد که زمینه گناه حتی المقدور ایجاد نگردد ولی اگر هم خدای ناکرده موقعیتی فراهم شد باتوکل بر خدا و...گذر کند .

 


[ سه‌شنبه 23 خرداد 1391 ] [ 17:43 ] [ labbaik ]
صفحه قبل1...131415161718صفحه بعد

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم از مطالب راضی باشین نظر یادتون نره
موضوعات
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران